آنکه گوشش به گفتار شیطان ناشنوا مانده، آفریدگار ندارد. نهایت داشتهاش، اربابي بده-بستانکار است که مفلوکانه ردای گلوگشاد خدا بَرش پوشانده. تا ارباب نفس میکشد، حتی بر تخت احتضار، واژههای شیطان را نمیشنود مگر در پژواک کردارهای مکرر؛ در تنش ریسماني که کشیده میشود و میکشانَد.
آنکه گوشش به گفتار شیطان ناشنوا مانده، آفریدگار ندارد. نهایت داشتهاش، اربابي بده-بستانکار است که مفلوکانه ردای گلوگشاد خدا بَرش پوشانده. تا ارباب نفس میکشد، حتی بر تخت احتضار، واژههای شیطان را نمیشنود مگر در پژواک کردارهای مکرر؛ در تنش ریسماني که کشیده میشود و میکشانَد.
فضیلتهای راستین —نه آنانکه به آرزوی دریافت برچسب "آدم حسابی" به سینه سنجاق میشوند— عیارشان آنجا سنجیده میشود که پابرجا ماندن بر اصول/پرنسیبها سخت است. هرچقدر هم این ایستادگی، سخت، ناخوشایند یا نامنطبق بر هرآنچه باشد که هرآنکس و با هر استدلالي و به هر انبوهي سرهم میکند تا نقض پرنسیب را مجاز جلوه دهد.
January 30, 2026 at 4:32 PM
فضیلتهای راستین —نه آنانکه به آرزوی دریافت برچسب "آدم حسابی" به سینه سنجاق میشوند— عیارشان آنجا سنجیده میشود که پابرجا ماندن بر اصول/پرنسیبها سخت است. هرچقدر هم این ایستادگی، سخت، ناخوشایند یا نامنطبق بر هرآنچه باشد که هرآنکس و با هر استدلالي و به هر انبوهي سرهم میکند تا نقض پرنسیب را مجاز جلوه دهد.
آنجا که بازیکنی کثیف بازی میکند، میتوان بازی کرد و در راستای "درست بازی کردن" کوشید. اما وقتی بازی به تمامی کثیف شد، باید "بازی کردن" را وا نهاد و به "درست" چسبید: زدن زیر میز؛ بازی نکردن. #QuitTwitter
January 3, 2026 at 7:44 PM
آنجا که بازیکنی کثیف بازی میکند، میتوان بازی کرد و در راستای "درست بازی کردن" کوشید. اما وقتی بازی به تمامی کثیف شد، باید "بازی کردن" را وا نهاد و به "درست" چسبید: زدن زیر میز؛ بازی نکردن. #QuitTwitter
آنکه گوشش به گفتار شیطان ناشنوا مانده، آفریدگار ندارد. نهایت داشتهاش، اربابي بده-بستانکار است که مفلوکانه ردای گلوگشاد خدا بَرش پوشانده. تا ارباب نفس میکشد، حتی بر تخت احتضار، واژههای شیطان را نمیشنود مگر در پژواک کردارهای مکرر؛ در تنش ریسماني که کشیده میشود و میکشانَد.
January 7, 2024 at 11:24 PM
آنکه گوشش به گفتار شیطان ناشنوا مانده، آفریدگار ندارد. نهایت داشتهاش، اربابي بده-بستانکار است که مفلوکانه ردای گلوگشاد خدا بَرش پوشانده. تا ارباب نفس میکشد، حتی بر تخت احتضار، واژههای شیطان را نمیشنود مگر در پژواک کردارهای مکرر؛ در تنش ریسماني که کشیده میشود و میکشانَد.
فقدان، تنها "از دست دادن خانه" نیست. سوگواری ممتدیست؛ برای بهایی که پرداخت شده بابت داشتن خانه؛ برای خانهای که علیرغم این پرداخت، علیرغم ضجهودستوپاودُمزدن، باز هم از دست رفته. فقدان، تمامِ امتداد این خط است؛ خطی که نقطه آغازینش پشت ابرهای سیاه، پشت دیوار مِه، گم شده.
December 23, 2023 at 1:33 PM
فقدان، تنها "از دست دادن خانه" نیست. سوگواری ممتدیست؛ برای بهایی که پرداخت شده بابت داشتن خانه؛ برای خانهای که علیرغم این پرداخت، علیرغم ضجهودستوپاودُمزدن، باز هم از دست رفته. فقدان، تمامِ امتداد این خط است؛ خطی که نقطه آغازینش پشت ابرهای سیاه، پشت دیوار مِه، گم شده.
...که اگر «حاضری از همه چیت دست بکشی؟ قبل از دست کشیدن از جانت.» جدیترین پرسش دنیا باشد (که هست)، ولنکردنیترینها ایدهها اند. پا فشردن بر ایستادگاهی که نهایتش میشود: بودن به مثابه ایده. مدعی «استیلا بر خودِ زندگی» بودن.
September 30, 2023 at 12:05 AM
...که اگر «حاضری از همه چیت دست بکشی؟ قبل از دست کشیدن از جانت.» جدیترین پرسش دنیا باشد (که هست)، ولنکردنیترینها ایدهها اند. پا فشردن بر ایستادگاهی که نهایتش میشود: بودن به مثابه ایده. مدعی «استیلا بر خودِ زندگی» بودن.