تن موند و یه روح مازاد
خستم از این راه ناصاف
تن موند و یه روح مازاد
خستم از این راه ناصاف
روزی که ماشه را کشیدند
ما در مزرعهی آرزوهای بر باد رفته
میان خوشه های سوختهی جوانی
داشتیم رویا می کاشتیم
ما همگی حیف بودیم.
روزی که ماشه را کشیدند
ما در مزرعهی آرزوهای بر باد رفته
میان خوشه های سوختهی جوانی
داشتیم رویا می کاشتیم
ما همگی حیف بودیم.
آخه در طول سال صداقتتون داشت مارو دیوونه میکرد
آخه در طول سال صداقتتون داشت مارو دیوونه میکرد
جایی برای رویا وجود ندارد..
جایی برای رویا وجود ندارد..