Ella
banner
ellaszd.bsky.social
Ella
@ellaszd.bsky.social
I might only have one match, but I can make an explosion.
Pinned
“Keep a little fire burning; however small, however hidden.”

- Cormac McCarthy, The Road
من زنده‌م. آیا خوبم؟ ازم که می‌پرسن، می‌گم به تعریفت از «خوب» بستگی داره. جواب دیگه‌ای ندارم. در مقایسه با خیلیا بهترم، در مقایسه با خیلیا بدتر. سعی می‌کنم روی آب بمونم و دوروبری‌هام رو روی آب نگه دارم. تنها چیزی که الان می‌دونم اینه که جان و کرامت آدمی‌زاد برای مدعیان نجاتش معنا نداره. آخرش ماییم و ما.
January 28, 2026 at 5:31 AM
شاید باورتون نشه، ولی در لینکدین هنوز مردانی از دیار پارس هستن که پیام می‌دن «سلام، خوبی؟».
January 7, 2026 at 10:38 AM
پیامک تبلیغاتی برای هانیبال لکتر:
January 7, 2026 at 8:01 AM
توییتر رو خیلی وقت پیش بسته بودم. در اینستاگرام هم فقط ناظرِ بی‌صدا بودم و اون رو هم بستم. تیک‌تاک و بلوسکای رو از روی گوشیم پاک کردم و دیربه‌دیر می‌بینم. و واقعاً حالم بهتره. چی بود این بلای سوشال‌مدیا؟
January 6, 2026 at 8:52 AM
حالم از دنیایی که پول و زور و قلدری‌ حرف آخرش رو می‌زنه، به هم می‌خوره. در این مرحله، اگر فضاییا به زمین حمله کنن، عملیات نجات حسابش می‌کنم، نه تهاجم.
January 3, 2026 at 9:56 PM
اگر فرگشت درست پیش رفته بود، انسان چهار دست داشت: دوتا برای تایپ کردن، دوتا برای همزمان انار دون کردن. ولی متأسفانه فرگشت از لاک‌پشت به بعد به بیراهه رفت.
December 31, 2025 at 3:36 PM
حین جست‌وجو برای پلی‌لیست مناسب ورزش، به گنجینه‌ای رسیدم که «نات لایک آسِ» کندریک لامار اولین آهنگشه، «صبر ایوبِ» جواد یساری دومیش. خدایا شکرت.
December 31, 2025 at 2:22 PM
رفتم آرایشگاه، تتلو هم در پس‌زمینه می‌خوند. یهو همه به هول‌وولا افتادن که حاج‌خانم‌فلانی اومد. بعدش هم یه خانمی با چهار لا چادرچاقچور وارد شد. من فکر کردم حاج‌خانم‌ از ایناییه که می‌گن موسیقی حرومه و گوش نمی‌دن. ولی بعد معلوم شد حاج‌خانم فنِ سیاوش قمیشیه، هر بار میاد آرایشگاه براش سیا‌وش قمیشی می‌ذارن. :)))
December 30, 2025 at 1:41 PM
من تهرانم ولی چیزی از اعتراض‌ها ندیدم. در محدودهٔ رفت‌وآمد من همه‌چیز عادیه. به رسانه‌ها هم عموماً بی‌اعتمادم. در نتیجه، به خودم اجازه نمی‌دم درباره‌ش قاطع حرف بزنم، چون واقعاً کم می‌دونم. بعد سلحشورانِ جبههٔ ریتوییت از هزاران کیلومتر اون‌ورتر فاز تحلیلگر اعظم ورداشتن. به قول سانسا استارک، uncle, please sit.
December 30, 2025 at 9:31 AM
امروز آسمون بالاخره آبی شد. بعدازظهر زودتر بساط کار رو جمع کردم، رفتم پیاده‌روی دور دریاچه. یه مقدار هم اندوهناکم که خب، کی نیست؟
December 29, 2025 at 1:20 PM
پا شدم دست‌اندرکاران آبگوشت رو ریختم توی دیزی‌سنگی و بار گذاشتم، و جمعهٔ زمستانی ایز لودینگ.
December 26, 2025 at 4:42 AM
از اندوه شغلی و افسرده‌حالی شخصی و سردرد ناشی از آلودگی داشتم می‌مردم. دوستم یکی دو ساعت اومد پیشم و قهوه خوردیم و حرف زدیم، همه‌چی بهتر شد. من اگه این سه زن، و مخصوصا این یک زن رو نداشتم در زندگیم، چه می‌کردم؟
December 24, 2025 at 2:14 PM
دیشب خواب دیدم مربیم داره بهم می‌گه این حرکت رو باید با وزنهٔ سنگین‌تر بزنی، سیزده‌کیلویی.
حالا من اصلاً چند ماهه مربی ندارم و خودم مربی خودمم. ولی از صبح استرس گرفتم که نکنه واقعاً باید سیزده‌کیلویی بزنم.
December 24, 2025 at 11:17 AM
توی مرکز خرید نزدیک خونه یه درخت کریسمس گذاشتن که از بس زینگول‌بنگول ماکسیمالیستیِ زشت داره، می‌خوام برم به مقامات ذی‌ربط بگم «از بهر خدا مخوان».
December 24, 2025 at 7:38 AM
این هم که وقتی حالم خوش نیست، فوری می‌رم تقویم رو نگاه می‌کنم که ببینم کجای چرخهٔ ماهانه‌م ناراحتم می‌کنه. انگار خودم هم قبول ندارم حق دارم حالم خوش نباشه؛ حتماً باید با هورمون دلیل بتراشم براش.
December 24, 2025 at 4:59 AM
سر یه مسئلهٔ کاری، ناراحتم و از بس بغضم رو نگه داشتم امروز، صورتم درد گرفته. اما حتی توی تنهاییم هم دوست ندارم به خاطر مسئلهٔ کاری گریه کنم. همین‌جوری بغضه رو نگه داشتم، همچون بنفشه‌ها با خودم می‌برم این‌ور و اون‌ور.
December 23, 2025 at 3:51 PM
از استیکرهای مزبور:
December 23, 2025 at 2:46 PM
به لینکدین‌دوستان گفته‌ن پستاتون رو با سؤال تموم کنید، اینگیجمنت پستتون بالا بره. بعد مثلاً می‌نویسن «صبح در راه فتح قله‌های مارکتینگ از خیابون رد شدم. نظر شما چیه؟» والا نظرم اینه که تبر. امیدوارم مفید بوده باشه.
December 21, 2025 at 3:44 PM
کی بود چند وقت پیش پرسیده بود به چه امیدی ادامه می‌دیم؟
من دو سه بسته استیکر سفارش دادم برای لپ‌تاپام، قراره سه‌شنبه برسه. فعلاً به امید اون استیکرا.
December 21, 2025 at 3:34 PM
Reposted by Ella
Puritanism: The haunting fear that someone, somewhere, may be happy.
― H.L. Mencken
December 21, 2025 at 1:28 AM
همکار خوش‌سلیقه گلی است از گل‌های بهشت - ۱۰
December 21, 2025 at 6:51 AM
مود:
December 21, 2025 at 4:29 AM
سر راهم رفتم سیب‌زمینی بخرم، دیدم کرفس‌ خوبی داره، کرفس هم خریدم. اومدم خونه، دیدم یه کم انار دون‌شده توی یخچال دارم و یه به. با کرفس و پیاز بنفش و انار و به و گردو سالاد من‌درآوردی درست کردم. سسش هم آب لیموی تازه و روغن‌زیتون و یه کم عسل. امیدوارم خوب بشه، اگر هم خوب نشد، همینه که هست.
December 20, 2025 at 2:29 PM
چنان گزارش زیبا و منسجم و موجزی برای رئیسم نوشتم که می‌خوام رونوشتش رو برای همهٔ همکاران بفرستم،‌ ولی خب به کار اونا ربطی نداره و مجبورم بیام این‌جا فخر بفروشم. :))
December 20, 2025 at 8:39 AM