بالاترین: لینک‌های منتخب
بالاترین: لینک‌های منتخب
@balatarin.com.web.brid.gy
جمع آورنده و طبقهبندی کننده لینکهای جالب در اینترنت.

🌉 bridged from https://balatarin.com/ on the web: https://fed.brid.gy/web/balatarin.com
دهن لق ها ببینن https://x.com/i/status/2020804000724001010
با ۲۴ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بالاچه بالاخنده
لینک مستقیم
February 10, 2026 at 1:10 PM
موج سرکوب وکلای دادگستری هم‌زمان با اعتراضات و بستن آخرین روزنه دفاع از بازداشت‌شدگان
ده‌ها وکیل دادگستری در ایران با تهدید، احضار، بازداشت و پرونده‌سازی روبه‌رو شده‌اند؛ فشاری که دسترسی به وکیل مستقل را محدود و برخی معترضان بازداشت‌شده را از حق دفاع محروم کرده است. ایران‌اینترنشنال در این‌باره با سینا یوسفی، وکیل دادگستری و سعید دهقان، حقوقدان، گفت‌وگو کرده است. احضارهای تلفنی، تهدید به تعلیق پروانه وکالت، بازداشت موقت و تشکیل پرونده‌های امنیتی علیه وکلای دادگستری در شش هفته اخیر، دامنه تازه‌ای از فشار را علیه جامعه وکلا رقم زده است؛ فشاری که به‌گفته برخی حقوقدانان، مستقیما با رسیدگی به پرونده‌های معترضان بازداشت‌شده گره خورده است. این روند، امکان ورود بسیاری از وکلای مستقل به پرونده‌های بازداشت‌شدگان را محدود کرده و هزینه‌های امنیتی پیگیری را بالا برده است. هم‌زمان گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی است جلسات بازپرسی و حتی برخی دادگاه‌های مربوط به معترضان بدون حضور وکیل انتخابی برگزار شده است. به گفته خانواده‌های بازداشت‌شدگان، مقام‌های قضایی اعلام کرده‌اند تنها وکلای مورد تایید قوه قضاییه می‌توانند وارد پرونده شوند و آن هم نه به‌عنوان حق، بلکه مشروط به تشخیص دادگاه و صلاحدید نهادهای امنیتی. این رویه به تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری ارجاع داده می‌شود؛ تبصره‌ای که سال‌هاست برای حذف وکلای مستقل در پرونده‌های موسوم به امنیتی به آن استناد می‌شود. حقوقدانان هشدار داده‌اند حذف وکیل مستقل از روند دادرسی، مسیر را برای اعتراف‌گیری، صدور احکام شتاب‌زده و تثبیت روایت نهادهای امنیتی هموار می‌کند و به تضعیف ساختاری دادرسی عادلانه می‌انجامد. در چنین شرایطی، نگرانی‌ها درباره سرنوشت وکلایی که همچنان بر حق دفاع شهروندان ایستادگی کرده‌اند، افزایش یافته است. بازداشت وکلا هم‌زمان با اعتراضات سینا یوسفی، وکیل دادگستری، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت هم‌زمان با آغاز اعتراضات دی‌ماه، بازداشت گسترده وکلای دادگستری نیز شروع شده است. او گفت بر اساس اطلاعاتی که تاکنون به‌دست آمده، هویت دست‌کم ۱۷ وکیل بازداشت‌شده مشخص شده است، اما این آمار حداقلی است و به‌طور حتم شمار وکلای بازداشت‌شده بیش از این است و هنوز اطلاع دقیقی از شمار و اسامی وکلای بازداشت‌شده در دست نیست. یوسفی افزود از میان این ۱۷ نفر، چهار وکیل با قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شده‌اند و ۱۳ وکیل دیگر همچنان در بازداشتگاه‌های مختلف کشور نگهداری می‌شوند. او گفت این افراد شامل شیما قوشه، سپیده طاهری، زهره جوانی، نازنین برادران، عنایت‌الله کراماتی، جعفر کشاورز، مهران انصاری، علیرضا فرزانه، مسعود شیرمردی، تیمور سالاری، امیر بهادری‌فر، محسن درگی‌نژاد و داریوش گنجه‌پور قشقایی هستند که بازداشت شده‌اند. به‌گفته این وکیل دادگستری، اتهامات مطرح‌شده علیه این افراد عمدتا اتهامات امنیتی است، چرا که آن‌ها به‌دلیل انجام فعالیت حرفه‌ای وکالت و اعلام آمادگی برای بر عهده گرفتن وکالت معترضان و دفاع از حقوق آن‌ها بازداشت شده‌اند. او گفت بسیاری از این وکلا در فضای مجازی اعلام کرده بودند حاضرند وکالت معترضان را بر عهده بگیرند و برخی نیز به‌دلیل پیگیری‌هایی که در دادگاه‌ها انجام داده بودند بازداشت شده‌اند. یوسفی افزود در میان بازداشت‌شدگان افرادی هم هستند که در خیابان و در جمع معترضان حضور داشته‌اند. هدف بازداشت وکلا بی‌دفاع‌تر کردن معترضان یوسفی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت هدف اصلی این بازداشت‌ها به طور مشخص این است که حکومت می‌خواهد مردم را در روند دادرسی ناعادلانه‌ای که برگزار می‌کند، بی‌دفاع‌تر کند. او تاکید کرد در کنار محدودیت‌های گسترده‌ای که از پیش برای ورود وکلای مستقل به پرونده‌ها اعمال شده، بازداشت وکلای حقوق‌بشری نیز به‌عنوان یک روش مکمل به‌کار گرفته شده تا معترضان از حق دفاع محروم شوند. او افزود وکلای حقوق‌بشری زمانی که وارد پرونده‌ها می‌شوند، می‌توانند مسیر پرونده را تغییر دهند و آنچه در پرونده اتفاق افتاده، از جمله گزارش‌های نهادهای امنیتی و پرونده‌سازی‌های انجام‌شده را روایت و مستند کنند. به‌گفته یوسفی، این وکلا می‌توانند این اطلاعات را به جامعه جهانی، همکاران خود و افکار عمومی منتقل کنند و همین موضوع باعث می‌شود روایتی که حکومت تلاش می‌کند از این وضعیت ارائه دهد، به هم بریزد. او گفت به همین دلیل حکومت به بازداشت وکلا دست می‌زند. با ۲۵ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه حقوق بشر لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 1:10 PM
شاهزاده رضا پهلوی خواستار حمله نظامی برای ایجاد توازن میان مردم و حکومت شد
شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با پادکست هیو هیوئیت گفت: وقتی با یک نیروی اشغالگر می‌جنگید که یک کشور کامل را گروگان گرفته و معترضان غیرمسلح را با سلاح‌های جنگی هدف قرار می‌دهد، مداخله نظامی و هدف قرار دادن دستگاه سرکوب می‌تواند موازنه را برقرار کند. او با بیان اینکه با ائتلاف نیروهای دموکراتیک ایرانی در داخل و خارج کار می‌کند، گفت: «تمام نیروهای سکولار دموکرات ایران که به چهار اصل بنیادین تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از سیاست، برابری همه شهروندان در برابر قانون و حق مردم برای تعیین آینده خود از طریق انتخابات آزاد متعهد هستند، می‌توانند در فرایند گذار از جمهوری اسلامی مشارکت داشته باشند.» شاهزاده رضا پهلوی درباره سرنوشت افراد پس از گذار از جمهوری اسلامی گفت، کسانی که مستقیما مسئول کشتار شهروندان نبوده‌اند می‌توانند جایگاهی در آینده داشته باشند، اما مجرمان باید مانند نورنبرگ پاسخگو شوند. او اضافه کرد: «آشتی ملی و عفو هم مطرح است اما عدالت هم حتما اجرا می‌شود. مردم ایران باید روز دادخواهی خود را داشته باشند. همزمان باید گذار موفق تضمین شود و با برنامه‌ریزی درست خطرها و تلفات را به حداقل و موفقیت را حداکثر کرد.» با ۲۴ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 11:10 AM
امیرارجمند به یورونیوز: سرکوب خونین معترضان و بازداشت اصلاح‌طلبان بخشی از «پروژه بزرگتر نظام» است
خبرگزاری‌های ایران روز یکشنبه از بازداشت آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات و دبیرکل حزب اتحاد ملت و ابراهیم اصغرزاده و محسن امین‌زاده، دو عضو دیگر جبهه اصلاحات خبر دادند. همچنین به گزارش امتداد، ماموران سپاه با مراجعه به منازل محسن آرمین، نائب‌رئیس و بدرالسادات مفیدی، دبیر جبهه اصلاحات و نیز فیض‌الله عرب‌سرخی، دیگر فعال اصلاح‌طلب آن‌ها را برای روز سه‌شنبه به دادسرای اوین احضار کرده‌اند. در ادامه این روند، روز دوشنبه رسانه‌های ایران از بازداشت علی شکوری‌راد، فعال اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات و حسین کروبی، پسر مهدی کروبی، روحانی منتقد رژیم ایران و از رهبران جنبش سبز خبر دادند. رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران چون فارس و تسنیم، اتهاماتی از جمله «هدف‌گیری انسجام ملی، موضع‌گیری علیه قانون اساسی، هماهنگی با تبلیغات دشمن، ترویج تسلیم‌طلبی، انحراف گروه‌های سیاسی و ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» علیه این افراد مطرح کردند. فارس روز یکشنبه به نقل از «یک مقام آگاه» نوشت که با وجود تحمل مواضع انتقادی پیشین، به‌دلیل تداوم فعالیت‌های ضدامنیتی این حلقه، برابر قانون با آنان برخورد شده است. از سوی دیگر مرکز رسانه قوه قضائیه، روز یکشنبه با انتشار اطلاعیه‌ای بدون نام‌ بردن از افراد، از بازداشت «عناصر فعال در جهت فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا» خبر داد. قوه قضائیه با اشاره به حوادث دی ماه نوشت که اعضای یک «حلقه» متشکل از «عناصر تندرو» اقدام به «تحریک فضای داخلی کشور» کردند و «با اتهام‌زنی و انتشار مواضع خلاف واقع علیه کشور در جهت تخریب انسجام ملی فعالیت می‌کردند.» اما چرا جمهوری اسلامی تنها یک ماه پس از سرکوب خونین اعتراضات سراسری و در دوره ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان که با حمایت مستقیم اصلاح‌طلبان روی کار آمده است، دست به برخورد و بازداشت با اصلاح‌طلبان می‌زند؟ با اردشیر امیرارجمند، حقوقدان و مشاور میرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز گفتگو کردیم. یورونیوز: چرا جمهوری اسلامی در این برهه از زمان به دنبال بازداشت اصلاح‌طلبان رفته است؟ آیا از جانب آن‌ها خطری احساس می‌کند؟ اردشیر امیرارجمند: قطعا باید این طور باشد. به نظر من از دو زاویه می‌توان به این مساله نگاه کرد. اول این که آقای خامنه‌ای یک خط قرمز روشنی دارد و آن خط قرمز این است که نباید در داخل کشور یک اپوزیسیون ملی مستقل ایجاد شود. چون اگر یک اپوزیسیون مستقل ایجاد شود که هم با حمله خارجی مخالف باشد و هم راه حل‌های خشونت‌پرهیز را توصیه کند، هم این که موضع روشنی نسبت به استبداد داشته باشد، برای آقای خامنه‌ای اصلا قابل قبول نیست. بنابر این با تحولاتی که صورت گرفته بعد از این سرکوب خونین و بخش مهمی یا دست‌کم بخشی از اصلاح‌طلب‌ها دیدند که دیگر نمی‌توانند مواضع سابق را ادامه دهند و موضع رادیکال‌تری را در خصوص نظام استبدادی حاکم اتخاذ کردند، به نظر من باعث شده که آقای خامنه‌ای این موضع را بگیرد. یک سری تصمیمات هم از طرف عالی‌ترین رده‌های کشور اتخاذ شده است، برای این که به هیچ جریانی اجازه ندهند در رابطه با نجات ایران به سمت یک اجماع ملی پیش رود؛ بحث تصویب مجمع عمومی نجات ایران که جبهه اصلاحات چند وقت پیش تصویب کرده، به نظرم قرینه‌ای برای حاکمیت بوده است و این‌که این‌ها دارند به سمت رادیکال شدن حرکت می‌کنند. نکته دوم این است که احتمالا نظام پروژه بزرگتری را در چشم‌انداز دارد و آن پروژه ایجاب می‌کند که هرگونه صدای مخالفی را از قبل ساکت کنند. من فکر می‌کنم کل این پروژه، یعنی هم سرکوب خونینی که صورت گرفت و هم بحث بازداشت مخالفان یا منتقدان در داخل کشور، هر دو در یک بسته بزرگ قابل تحلیل است. احتمالا نظام پروژه بزرگتری را در چشم‌انداز دارد و آن پروژه ایجاب می‌کند که هرگونه صدای مخالفی را از قبل ساکت کنند. من فکر می‌کنم کل این پروژه، یعنی هم سرکوب خونینی که صورت گرفت و هم بحث بازداشت مخالفان یا منتقدان در داخل کشور، هر دو در یک بسته بزرگ قابل تحلیل است اردشیر امیرارجمند اردشیر امیرارجمند اردشیر امیرارجمند یورونیوز: به نظر می‌رسد که سال‌هاست مردم از اصلاح‌طلبان گذر کردند و آن حمایت اجتماعی پیشین را ندارند. فکر می‌کنید اپوزیسیون ملی در داخل ایران در حال شکل‌گیری است؟ اردشیر امیرارجمند: این در بیانیه خود جبهه اصلاحات هم به روشنی مشاهده می‌شود که آن‌ها نسبت به جایگاهشان متوهم نیستند و ارزیابی دقیقی دارند و معتقدند که جایگاه خودشان را از دست دادند. اتفاقا به نظر می‌رسد که بخشی از این از دست دادن جایگاه به این دلیل بود که موضع روشنی نسبت به نظام استبدادی حاکم نداشتند و هنوز معتقد بودند که نظام اصلاح‌پذیر است. ولی از زمانی که به هر حال به این نتیجه رسیدند که این وضعیت قابل ادامه دادن نیست و در بیانیه‌های افراد متعددی از این جبهه این را مشاهده می‌کنیم، می‌تواند تغییر چیدمانی در نیروهای سیاسی کشور به‌وجود بیاید و من فکر می‌کنم که نظام بیش از همه از جریانات داخل کشور می‌ترسد و تمام سعی و تلاش‌اش هم در سال‌های گذشته کرده که آن‌ها را بی‌اعتبار کند و از پایگاه مردمی‌شان دور کند. البته نمی‌خواهم نقایص خود آن‌ها را نادیده بگیرم، ولی خوب به هر حال نظام هم چنین تلاشی را کرده و امروز هم همان کار را ادامه می‌دهد. یعنی معتقد است که این‌ها نباید با پایگاه مردمی در ارتباط باشند و باید هرچه زودتر صدایشان کوتاه شود. یعنی دیگر الان نمی‌تواند به این بخش از جامعه سیاسی ایران اعتقاد داشته باشد و معتقد است که این‌ها اکنون در چارچوب منافعش حرکت نخواهند کرد. یورونیوز: خبرگزاری فارس گزارش داد که چهره‌های بازداشت‌شده با اتهاماتی چون «هماهنگی با تبلیغ دشمن» و «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» مواجه هستند. به نظر شما آیا باید انتظار صدور احکام سنگینی را داشته باشیم؟ اردشیر امیرارجمند: سال‌های سال است که این روایت نهادهای امنیتی از همه اعتراضات است. هر وقت هر اعتراضی شود، [از دیدگاه آن‌ها] افراد یا به اسرائیل وابسته‌اند یا به آمریکا یا سرویس‌های جاسوسی یا به مجاهدین و سلطنت‌طلبان، هرچیزی که فکر می‌کنند می‌تواند به آن جریان ضربه بزند. دیدید که در سه بازداشت اولیه هم برای مهدی محمودیان، عبدالله مومنی و آقای بهزادیان‌نژاد که صورت گرفت، گفتند که با امیرارجمند در ارتباط بودند و او هم با سرویس‌های جاسوسی خارج در ارتباط است. همه می‌فهمند که سرویس‌های جاسوسی خارجی به افرادی مانند من که سال‌ها از کشور دور بوده، نیاز ندارند. ضمنا اطلاعاتی هم ندارم. وقتی که در داخل کشور بودم، اطلاعاتی که به درد سرویس‌های اطلاعاتی خارج بخورد، نداشتم. جایگاهی نداشتم که چنین اطلاعاتی بخواهم داشته باشم. اطلاعات را مقامات رسمی کشور، مقامات امنیتی کشور، آن‌هایی که دارای اطلاعات فوق محرمانه هستند، به راحتی در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی خارجی قرار می‌دهند. خود آن‌ها جاسوس هستند. اطلاعات را مقامات رسمی کشور، مقامات امنیتی کشور، آن‌هایی که دارای اطلاعات فوق محرمانه هستند، به راحتی در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی خارجی قرار می‌دهند. خود آن‌ها جاسوس هستند کلا این نوع اتهامات بی‌مبنا و بی‌فایده است و آن‌ها هم به یک رویه‌ای این کار را انجام می‌دهند. خودشان هم باور ندارند. من فکر می‌کنم بیشتر یک جوسازی است. بستگی دارد آن برنامه‌ای که می‌خواهند پیاده کنند، چه باشد. اگر برنامه ایجاب کند که این‌ها مدت زیادتری را در زندان بمانند، قطعا خلاصه‌ای از این حرف‌ها را می‌توانند در مقدمه ماجرا بیاورند، ولی به هر حال، این حرف‌ها قابلیت استناد ندارد و هیچ‌وقت هم در محاکم مورد توجه قرار نمی‌گیرد. باید بالاخره سندی برای این چیز‌ها وجود داشته باشد. این‌ها بیشتر جنبه پروپاگاندا و ارعاب دارد. برای این‌‌که افراد دیگر متوجه شوند و پا جای پای این‌ها نگذارند. چون موجی در حال ایجاد است. اول دو یا سه یا چهار نفر بودند و اکنون افراد بیشتری به این موج پیوستند که همان راه را روند و به جبهه نجات ایران نزدیک شوند. به بیانیه مهندس موسوی و راهی که او نشان داد نزدیک شوند. این‌ها هم می‌خواهند مانع چنین کاری شوند. توجه‌تان را به نکته دیگری هم جلب کنم. آقای خامنه‌ای امروز گفت که مردم بیایید و با من بیعت کنید. بنابراین تظاهرات خوب و عالی است، زمانی که با آقای خامنه‌ای بیعت کنند. هر انسان منصفی، حتی اگر ذره‌ای انصاف داشته باشد، می‌گوید که جماعت دیگری هم هستند و حرف‌های دیگری دارند. آیا به آن‌ها اجازه می‌دهند بیایند و نظرشان را بدهند یا نه؟ یا فقط همه‌چیز باید در اختیار آقای خامنه‌ای و یارانش باشد؟ خوب مسلم است که ایشان می‌خواهد صدا را خفه کند و اجازه ندهد جریان دیگری باشد. اگر راست می‌گویند، زندانیان سیاسی را آزاد کنند و اجازه تجمعات مسالمت‌آمیز را بدهند. آن‌وقت ارزیابی می‌شود که آیا مردم با آقای خامنه‌ای هستند یا نیستند. یک بخشی خوب با آقای خامنه‌ای هستند. ولی یک بخش بسیار عظیم و گسترده‌ای مخالف آقای خامنه‌ای‌ هستند و آن‌ها نه آقای خامنه‌ای را می‌خواهند و نه این سیستم و نظام را. آقای خامنه‌ای ممکن است که به بهای فنا دادن کشور و از بین بردن آخرین امیدها برای یک گذار مسالمت‌آمیز کشور را وارد مرحله خطرناکی کند. امیدوارم که پروژه آن‌ها ورود کشور به این مرحله خطرناک نباشد. یورونیوز: آقای خامنه‌ای پس از سرکوب خونین اعتراضات طی سخنرانی از کلیدواژه «کودتا» برای اعتراضات استفاده کرد. این در حالی است که مارکو روبیو در سنای آمریکا گفته بود شاید از درون نظام امکان حرکت به سوی نوعی گذار ایجاد شود. آیا فکر می‌کنید اصلا جریان اصلاح‌طلب پتانسیل چنین چیزی را دارد یا اصلا ممکن است که بخواهد کودتا کند یا برای برکناری آقای خامنه‌ای یا براندازی حکومت با یک قدرت خارجی همکاری کند؟ اردشیر امیرارجمند: از جانب جریان اصلاح‌طلبی که در حال حاضر ما می‌بینیم، با توانایی‌ها و جایگاهی که دارد، قطعا نه. یعنی اساسا چنین فرضی برای آن‌ها محال است. به جهت این‌که، اگر هم بخواهند اتفاقی بیفتد، به دنبال یکی از افراد در جریانات نظامی و امنیتی خواهند بود، نه این که آن فرد از جریان اصلاحات باشد. این جریان اصلاحات چگونه می‌خواست کودتا کند؟ کودتا را خود آقای خامنه‌ای انجام داده است. اساسا حکومت آقای خامنه‌ای، حکومت کودتا است. از سال ۷۸ که نخستین شکل کودتا را صورت دادند با آن نامه‌ای که سران سپاه به آقای خاتمی نوشتند و در واقع نوعی از اولین شبه کودتا را بود و بعد کودتای انتخاباتی صورت گرفت و از آن زمان تا به امروز با زور سرنیزه ادامه می‌دهند. اگر این که می‌گویند مردم ساعت ۸ بیرون آمدند، یعنی کودتا، این را از کجا در آوردند؟ شما می‌توانید ساعت ۴ تظاهرات کنید یا ساعت ۸. می‌گویند که در قبل از انقلاب اصلا اتفاق نیفتاده بود که شب کسی تظاهرات کند. این حرف‌ها چیست؟ قبل از انقلاب بارها و بارها تظاهرات شب‌ها صورت گرفت. یعنی اصلا برای این حرف‌ها نمی‌شود معنایی قائل شد. اما درباره این که اساسا می‌گویند این‌ها با توسل به هسته‌های موساد و غیره آمدند. می‌گویند ۴۰۰ نقطه التهاب وجود داشته، بیش‌تر بوده است. اما حالا می‌گویند ۴۰۰ تا. اگر هر تیمی هم پنج نفر عضو داشته باشد، می‌شود دو هزار عضو. این با احتساب تنها یک هسته در هر شهر است. حال اگر تعداد این هسته‌ها بیشتر هم باشد، به حدود ۱۰ هزار یا ۱۲ هزار هسته می‌رسیم. یعنی موساد ۱۲ هزار نفر نیروی فعال سازمان‌یافته و شبکه‌ای داشته است؟ [علی خامنه‌ای] در کجای ماجرا بود؟ آیا این او نیست که کشور را به دست خارجی‌ها سپرده است؟ آخر عقل سلیم هم چیز خوبی است. چه کودتایی؟ هیچ‌کسی کودتا نکرده است. اگر هم کودتایی بخواهند بکنند، باز خودشان می‌کنند. ولی مساله عبارت از این است که آقای خامنه‌ای در بن‌بستی قرار گرفته است که خودش آن را ساخته است و سال‌ها نسبت به این بن‌بست به او هشدار داده شده است. اما نحوه حکمرانی او به گونه‌ای است که نمی‌تواند چیزی را تغییر دهد و همین باعث می‌شود که کشور با خطرات بزرگی مواجه شود. امیدواریم که در یک لحظه، با هر اتفاق ممکن این راه تغییر پیدا کند و کشور را وارد یک دوران خون‌بار خسارت‌بار طولانی‌مدت نکند. آقای خامنه‌ای در بن‌بستی قرار گرفته است که خودش آن را ساخته است و سال‌ها نسبت به این بن‌بست به او هشدار داده شده است. اما نحوه حکمرانی او به گونه‌ای است که نمی‌تواند چیزی را تغییر دهد و همین باعث می‌شود که کشور با خطرات بزرگی مواجه شود یورونیوز: راجع‌به پروژه جدید آقای خامنه‌ای صحبت کردید. اکنون از طرفی ممکن است آمریکا در مذاکرات با ایران توافق کند و از طرف دیگر هم ممکن است این توافق حاصل نشود و جنگ آغاز شود. آیا آقای خامنه‌ای در این پروژه جدید هر دو حالت را لحاظ کرده است؟ آیا ممکن است از پیش به توافقی رسیده باشد و دلیل این کارها هم همین باشد؟ اردشیر امیرارجمند: موضوع را که ما نمی‌توانیم به ضرس قاطع بگوییم. اما به هر حال، هر دو فرضیه قابل تصور است. از آن‌جا که هیچ‌گاه به مردم اعتماد نداشتند، الان هم به مردم اعتماد ندارند. یعنی برای آن‌ها ایران فقط و فقط جمعی از خودشان است. آن خانم حزب‌اللهی که گفت ایران مال حزب‌اللهی‌هاست؛ این در واقع ترجمان فکر و سخن آقای خامنه‌ای است. لذا به دیگران اعتماد ندارند. پس می‌گویند اگر که بخواهیم صلح هم بکنیم، باید منتقدان را سرکوب کنیم. اگر بخواهیم جنگ هم کنیم، باید سرکوب کنیم. دفعه قبل [در زمان جنگ ۱۲ روزه] گفتند که منتقدان در کنار نظام ایستادند. البته منتقدان در کنار مردم و ایران ایستادند، نه در کنار آقای خامنه‌ای. ولی خوب گفتند که منتقدان در کنار نظام ایستادند. ولی بعد از آن چه شد؟ آیا مردم نفعی بردند؟ آیا گشایشی حاصل شد؟ آیا اعتمادی به مردم شد؟ نه. بنابراین، اساس مطلب این است که این‌ها به مردم اعتماد ندارند، چه جنگ باشد و چه صلح. اگر به مردم اعتماد داشتند، حتی مذاکره می‌کردند و امتیازات قابل توجهی هم می‌دادند و پشتشان به مردم گرم بود، می‌توانستند با اعتماد به نفس این کار را انجام دهند و مواهب بیشتری برای کشور داشت و اتفاقی که می‌افتد می‌توانست متعادل‌تر باشد. ولی چون این‌ها اعتماد ندارند، همه‌چیزشان پشت‌ پرده است و همه‌چیزشان ریا و دروغ است. مثل همین مذاکره‌ای که می‌گویند غیرمستقیم است. خوب همه می‌دانند که شما رفتید مستقیم هم مذاکره کردید. دیگر این چه پنهان‌کاری دارد؟ مساله این است که هر کاری [آقای خامنه‌ای] می‌کند کلاف سردرگم است و این‌جاست که او در هر حالتی به سرکوب نیاز دارد. با ۲۹ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 11:10 AM
شاه، آخوند، و افسانه ای که هنوز تکرار می شود.: جمهوری اسلامی؛ محصول چپ یا استبداد و اسلام‌پناهی پهلوی؟
حکومت پهلوی به اسلامیست ها باج می داد و از آنها برای تحمیق و تخدیر اذهان مردم بهره می جست تا حکومتش را دوام دهند. ناصر اصغری یک دروغ را استبدادطلبان شاه پرست سالهاست به خودشان قبولانده اند و با سماجت هم تکرارش می کنند که این که انقلاب ۵۷ کار چپ ها و مجاهدین بود. انگار تاریخ را می شود با شعار و فحش بازنویسی کرد. انقلاب ۵۷ مثل هر انقلاب دیگری در جهان، محصول زمینه های عینی بود. زاده اختناق، ساواک و شکنجه، فقر ساختاری و خفه کردن ابتدائی ترین آزادی ها. از دل تاریکی شروع شد، از جائی که جامعه می خواست این وضعیت را بدرد و رو به افقی بهتر برگرداند. بله، چپ ها و کمونیست ها، همراه با هر نیروی دیگری که آزادی بیان، سکولاریسم، تشکل کارگری، برابری زن و مرد و دهها مطالبه مدرن را می خواست، وارد میدان شدند. اما سوال اصلی این است که چرا آخوند جماعت سوار کار شد؟ پاسخ نه پیچیده است و نه اتفاقی؛ این دقیقا محصول سیاست های عامدانه شاه و ساواک بود. نظام شاهنشاهی عمدا دست آخوند جماعت را برای سازماندهی باز گذاشت، مسجد و حسینیه را به مرکز تبلیغ و بسیج تبدیل کرد، و خودش با نمایش های مذهبی، حج رفتن، زیارت قم و مشهد، و دست بوسی روحانیت، مذهب را به ستون ایدئولوژیک نظم موجود بدل کرد. وقتی موج انقلاب بالا آمد، طبیعی بود که تنها نیروی سازمان یافته ای که باقی مانده بود، روی آن سوار شود. اگر قرار است انگشت اتهام به سمت کسی برود که آخوند جماعت و خر دجالش را بر گرده جامعه ایران نشاند، آن شخص خود شاه بود، نه کمونیست ها و نه هیچ نیروی مخالف دیگری. این همان نظامی بود که برای هر نوجوانی با ادعای سوسیالیست بودن، شکنجه و زندان تدارک می دید، اما برای امثال شریعتی فرش قرمز پهن می کرد. همان جائی که زندانیان چپ را اعدام می کرد، بهشتی و باهنر را مسئول تدوین کتب درسی نوجوانان می گذاشت. استبداد شاهنشاهی، با وسواس ضدچپ خود، قبر خودش را کند و بعد هم تقصیرش را گردن دیگران انداخت. امروز هم بازماندگان همان منطق، به جای مواجهه با حقیقت، ترجیح می دهند افسانه بسازند. افسانه ای که نه واقعیت تاریخی را عوض می کند و نه مسئولیت را از دوش بانیان اصلی این فاجعه برمی دارد. ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ جمهوری اسلامی؛ محصول چپ یا استبداد و اسلام‌پناهی پهلوی؟ حسن صالحی در فضای مجازی، برخی از طرفداران پادشاهی این ادعای عجیب را مطرح کرده‌اند که جمهوری اسلامی محصول جریان چپ است. این ادعا قبل از اینکه حامل حقیقتی باشد بیانگریک دشمنی دیرینه و طبقاتی نیروهای راست با چپ برای حذف این نیروی اجتماعی است.من ضمن رد قاطعانه این ادعای کذب معتقد هستم که جمهوری اسلامی نه محصول چپ، بلکه نتیجه استبداد سیاسی و سیاست‌های مذهبی حکومت پهلوی بوده است. اگر در دوران محمدرضا پهلوی فضای سیاسی باز بود، احزاب و فعالیت‌های سیاسی سرکوب نمی‌شدند و نیروهای آزادی‌خواه و سکولار امکان فعالیت و نقد اجتماعی و مذهبی را داشتند، زمینه رشد جریان‌های اسلامی تا این اندازه فراهم نمی‌شد. انسداد سیاسی و سرکوب مخالفان، جامعه را به سمت سنت‌گرایی و خرافه‌گرایی سوق داد و امکان نقد عمومی مذهب را از میان برد. در چنین شرایطی، جریان‌های مذهبی توانستند بدون چالش جدی گسترش یابند و در نهایت به نیرویی تعیین‌کننده در تحولات سیاسی بدل شوند. برای فهم مسئله اسلام‌پناهی ــ یا دقیق‌تر، اسلام‌پروری ــ در حکومت پهلوی باید توجه داشت که موضوع تنها به باورهای شخصی و گاه خرافی شاه محدود نمی‌شود، هرچند نقل روایت‌هایی درباره نجات‌های معجزه‌آسا یا ارتباطات مذهبی نشان‌دهنده نوعی نگاه مشترک با روایت‌های مذهبی رایج آن دوران است. مسئله مهم‌تر، جایگاه سیاسی و اجتماعی مذهب در ساختار حکومت بود. محمدرضا پهلوی با وجود تأکید بر تجدد، اسلام را عامل پیشرفت جامعه ایران می‌دانست و بارها تلاش‌های سیاسی و اجتماعی حکومت خود را منطبق با تعالیم اسلام معرفی می‌کرد. در دوره او، سیاست‌هایی در جهت تقویت حضور مذهب در عرصه عمومی دنبال شد؛ از جمله تصویب و اجرای تدریس اجباری متون مذهبی در مدارس، ممنوعیت روزه‌خواری در ملأعام، اجرای نماز اجباری در برخی مدارس پس از کودتای ۱۳۳۲ و ساخت مسجد دانشگاه تهران. شاه همچنین روابط نزدیکی با شماری از مراجع مذهبی داشت و برخی روحانیون در تحولات سیاسی دهه ۳۰ در حمایت از حکومت نقش ایفا کردند. تأسیس «سپاه دین» با هدف ترویج شعائر مذهبی نیز نمونه‌ای دیگر از این رویکرد بود. نگاه رسمی حکومت به مسائل اجتماعی نیز اغلب با ارجاع به اسلام توجیه می‌شد. برای نمونه، قانون حمایت از خانواده ۱۳۴۶ بر مبنای برداشت‌های دینی تنظیم شده بود. همچنین حکومت هزینه‌های قابل توجهی صرف گسترش و شکوه اماکن مذهبی می‌کرد و حتی برنامه‌هایی مانند انقلاب سفید نیز با ارجاع به تعالیم اسلامی مشروعیت‌بخشی می‌شدند. شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد برخی روحانیون از نهادهای وابسته به حکومت کمک‌های مالی دریافت می‌کردند. این رویکرد نظام پهلوی به خاطر خنثی کردن بخش به اصطلاح تندرو اسلامیست ها نبود بلکه رویکرد حکومتی بود که از مذهب در کنار دستگاه سرکوبش برای فریب مردم و الهی جلوه دادن حاکمیت ستمگرانه اش استفاده می کرد. به هر میزان که حکومت پهلوی به اسلامیست ها باج می داد به همان اندازه نیز از آنها برای تحمیق و تخدیراذهان مردم بهره می جست تا حکومتش را دوام دهند. رویکردی که نتایج آن نشان می دهد که در نهایت به ضد خود رژیم پهلوی منجر شد. خلاصه کنم. شکل‌گیری جمهوری اسلامی را نمی‌توان به جریان چپ نسبت داد، بلکه باید آن را حاصل ترکیب استبداد سیاسی، سرکوب نیروهای سکولار و تقویت ساختارهای مذهبی در دوران پهلوی دانست؛ روندی که در نهایت زمینه قدرت‌گیری اسلام سیاسی و رهبری خمینی را فراهم کرد. با ۲۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه دموکراسی و مردم سالاری و اخبارروز لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 11:10 AM
آیا کودتا در جریان است؟✍️فرهاد یگانه
‏آیا کودتا در جریان است؟ ✍️فرهاد یگانه ‌روز یکشنبه آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، ابراهیم اصغرزاده، رئیس کمیته سیاسی این جبهه و محسن امین‌زاده، معاون وزیر خارجه در دولت محمد خاتمی، بازداشت شدند. علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات و حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، هم روز دوشنبه، ۲۰ بهمن، بازداشت شدند. با رصد این بازداشت‌ها و تحولات، با اینکه در برخی اظهارات فعالین از آن به عنوان نوعی کودتا عنوان شده بود ولی شواهدی از یک کودتای کلاسیک مانند سرنگونی دولت توسط ارتش یا سپاه وجود ندارد. آنچه حس میشود بیشتر یک آرایش امنیتی سنگین و سرکوب گسترده برای مهار اعتراضات اخیر و وقوع جنگ احتمالی با آمریکا است تا کودتا. حکومت با بازداشت چهره‌های سیاسی، در حال بستن تمام روزنه‌های  انتقادهای مدنی است. می‌توان گفت فضا بیشتر به سمت یک حکومت نظامی اعلام‌نشده پیش میرود تا تغییر ساختار قدرت از درون! با ۲۹ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 11:10 AM
می‌کُشَند، هر کَس که واقعیت را روایت کُنَد! ; بن‌بست حکومت اسلامی، مدیریت قتل و کشتار جمعی به‌مثابه رمز بقا
می‌کُشَند، هر کَس که واقعیت را روایت کُنَد! شعله شکیب کشتار بزرگ در خیابان به پایان رسید. کانتینرها پر از کشته شدگان‌اند، بدنها متلاشی شده و چهره‌ها قابل شناسایی نیستند. هزاران جان عزیز را گرفتند. فریادها را در گلو خفه کردند و طلوع خورشید آزادی را عقب انداختند. می‌کُشند و می‌گویند دیگران کشته‌اند: تروریست‌ها! پس خودشان کی هستند؟ حافظان امنیت ملی، پاسداران حفظ تمامیت ارضی که جلوی انهدام اجتماعی را می‌گیرند. می‌کُشند و می‌گویند اینها معترض نیستند، آشوبگراند! می‌کشند و می‌گویند اینها مردم نیستند، مزدوران اسرائیلی و اجیرشدگان آمریکایی‌اند. آری! می‌کُشند و دست‌هایِ خونیِ پس از جنایت را با دستمال پاک می‌کنند و اگر پاک نشد در سینک آشپزخانه می‌شویند، تا غذایشان سرد نشود. جنایت کاران تاریخ همیشه پس از قتل و عام به سراغ تمیز کردن دستها می‌روند. دستها، همان اعضایی که جنایت آفریدند. همین قدر ساده، همین قدر وحشتناک! کشتار بزرگ ادامه دارد.‌ ساچمه‌ها را در چشم‌ها نشاندند تا شاهدان نتوانند واقعیت را ببینند و طنابهای دار برپا کردند تا کسی جرات نکند واقعیت را بازگو کند. قاتلان و راویان توجیه کشتار، حرفه‌ای هستند، فکر همه جا را کرده‌اند. اول ارتباطات را قطع کردند، شهر را در خاموشی انداختند، سلاخی را آغاز کردند و بعد روایت دروغین و پاک کردن دستها را شروع کردند. اما در جایی که بوی خون همه جا را فراگرفته است، سکوت نمی‌تواند حاکم بماند. از بیمارستانها فریاد بلند می‌شود و مرده‌ها از گور برمی‌خیزند. جنایت بزرگتر از آن است که بتوانند رَدَش را زیر فرش بزنند. گورستانها پر از جان‌های خسته‌ی دادخواهان است، قلب‌ها پر از خون است و خشم کوچه بار دیگر شعله می‌کشد! بهمن ۱۴۰۴ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ بن‌بست حکومت اسلامی، مدیریت قتل و کشتار جمعی به‌مثابه رمز بقا خیزش سراسری اخیر در ایران را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از اعتراضات پراکنده یا فقط واکنشی زودگذر به نوسانات بازار ارز و افزایش سرسام آور قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم و یا تصمیم‌های دولت در این زمینه دانست. آنچه در خیابان‌ها، زندان‌ها و فضای حاکم بر جامعه جریان دارد، نشانه بن بست و بروز بحرانی عمیق در ساختار اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک حکومت اسلامی است. کشتار معترضان و افزایش بی‌سابقه شمار کشته‌ها، مجروحان و بازداشت‌شدگان، و شمار زیاد کودکان و سالمندان قربانی، بیانگر آن است که تضاد مردم به دستگاه حاکم به مرحله آشتی ناپذیری رسیده است. بر اساس گزارش‌ها و داده‌های راست آزمایی شده تا کنون بیش از ۵۱۵۰ نفر از معترضان جان خود را از دست داده اند که ۶۰ نفر از آنان کودک زیر ۱۸ سال بوده اند، شمار کشته‌های در حال بررسی بیش از۱۷۰۰۰ نفر می باشد. همچنین بیش از ۷۰۰۰ نفر زخمی و حدود ۴۱ هزار نفر دستگیر و روانه زندان شده اند. این جنایت ضد بشری، بخشی از سیاست آگاهانه رژیم برای بازتولید ترس و انفعال اجتماعی است؛ سیاستی که با تهدید به اعدام‌های علنی و نمایش قدرت عریان تکمیل می‌شود. این تجربه خونین و هولناک بار دیگر نشان داد که دولت، هنگامی که مشروعیت سیاسی خود را بکلی از دست می‌دهد، ناگزیر به استراتژی تشدید سرکوب و مدیریت قتل و کشتار جمعی به‌مثابه ابزار بقا روی می‌آورد. در ایران سلطه حکومت اسلامی در پیوندی خاص از سرمایه‌داری رانتی، بوروکراسی نظامی ـ امنیتی و ایدئولوژی دینی تبلور یافته است. چنین ترکیبی، در شرایط بحران اقتصادی و فرسایش مشروعیت سیاسی، تنها از طریق قهر و خشونت می‌تواند نظم موجود را حفظ کند. کشتار معترضان، سرکوب خیابانی، زندان و تهدید به مرگ، واکنش‌هایی تدافعی در برابر گسست عمیق میان حاکمیت و اکثریت جامعه‌اند. قتل عام هزاران انسان، از نوجوانان تا سالمندان، حامل پیامی سیاسی است. حاکمیت می‌کوشد با نمایش بی‌پروای خشونت، مرزهای اعتراض را تعیین کند و جامعه را به انفعال بکشاند. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که خشونت ساختاری، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند اعتراض را مهار کند، در بلندمدت بذر رادیکال‌شدن مبارزه و تعمیق آگاهی اجتماعی را می‌پاشد. در این شرایط خشم و اعتراض خودجوش و خودبه‌خودی، هرچند نیروی محرک هر تحول اجتماعی است، به‌تنهایی قادر به دگرگونی پایدار نیست. اعتراض خیابانی حق اولیه مردم ایران است. اما اعتراضات خیابانی هم لازم است بطور سازمانیافته تدارک دیده شوند. شبکه های به هم مرتبط جوانان پرشور و انقلابی در محلات شهرها با تجارب، مهارت و ابتکاراتی که از خود نشان می دهند لازم است طوری اعتراضات خیابانی را تدارک ببینند و سازمان بدهند که نگذارند نیروهای دشمن در همان لحاظات اول آن را به جنگ و گریز خیابانی تبدیل کنند. یکی دیگر از ملزومات پیشروی جنبش اعتراضی توده ای، به میدان آمدن طبقه کارگر در کارخانه ها، مجتمع ها و مراکز کلیدی تولیدی و خدماتی با اعتصابات یکپارچه و سراسری و با تلفیق خواسته های اقتصادی و سیاسی، از جمله خواست پایان دادن به سرکوب اعتراضات، آزادی کلیه دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام است. این موج های خیزش توده ای که بلافاصله به یک جنبش سیاسی ارتقا می یابند و ساختار حاکم را نشانه می گیرند، فقط یک جنبش سلبی برای سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند. توده‌های به پاخاسته علیه فقر و فلاکت اقتصادی، علیه نابرابری‌ها، محرومیت‌ها و تبعیض‌هایی پا به میدان اعتراض و مبارزه گذاشته‌اند که ریشه در مناسبات سرمایه‌داری ایران دارند. به این اعتبار این جنبش نه فقط هدف سرنگونی جمهوری اسلامی را در پیش روی خود قرار داده، بلکه بنا به ماهیت خواسته هایش جنبشی ضد سرمایه‌داری هستند. مردم به حق به امکانات نهفته در ایران برای برپایی جامعه‌ای آزاد، برابر و مرفه چشم دوخته‌اند. بنابراین کارگران و توده‌های مردم به همان روشنی که می دانند چه نمی خواهند، لازم و ضروری است که بدانند چه می‌خواهند. از اینرو باید تصویر روشنی از حکومتی که بعد از جمهوری اسلامی سر کار می آید را به میان مردم برد. بنابراین باید افق سوسیالیستی، افق حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان و فرودستان و شوراهای مردم را در برابر این جنبش قرار داد. باید سعی کرد شعارهایی از نوع” نان، کار، آزادی، اداره شورایی”، “آزادی، برابری، اداره شورایی” که از جانب معترضان در این خیزش‌های توده‌ای طرح شده اند را با کمپین های سیاسی- تبلیغی هر چه توده‌ای‌تر کرد. باید تبیین روشنی را از این شعارها و معنای واقعی آزادی و برابری و اداره شورایی را به میان توده ها ببریم. باید پیگیرانه و به طور تعطیل ناپذیر، در مورد مخاطرات پروژه های امپریالیستی رژیم چنجی و دست به دست شدن قدرت از بالای سر مردم هشدار داد و مواضع و استراتژی سیاسی بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی ایران برای به بیراهه بردن و به شکست کشاندن این جنبش را برای مردم روشن کرد. جریان فاشیست سلطنت طلب به رهبری رضا پهلوی که از جانب شبکه‌های تلویزیونی بی بی سی ، ایران اینترنشنال و من و تو حمایت می شوند، اگر چه هیچ شانسی برای خزیدن به قدرت در پسا جمهوری اسلامی ندارند، اما از آنجا که به عنوان اهرم فشار کنترل شده در دست آمریکا و قدرتهای غربی علیه جمهوری اسلامی بکار گرفته می شود، ظرفیت بالایی جهت ضربه زدن به جنبش اعتراضی مردم دارد. کما اینکه در جریان خیزش اخیر فراخوان‌های رضا پهلوی در کنار فرمانهای ترامپ و تهدیدات اسرائیل به دستاویز و بهانه‌ای در دست جمهوری اسلامی برای اعلام شرایط جنگی و کشتار هزاران معترض تبدیل گردید. ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ کشتار جمعی معترضان، بحران‌های جمهوری اسلامی را عمیق‌تر و مرگ‌بارتر کرده اند چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ رژیم جمهوری اسلامی با قتل‌عام معترضان و این جنایت ضد بشری در دو هفته گذشته، بحران اقتصادی را بیش از پیش تشدید کرده است. سرکوب خونینی که جمهوری اسلامی تا کنون نه جرأت کرده آمار دقیق قربانیان آن را اعلام کند و نه پس از دو هفته جرأت می‌کند به قطع خطوط اینترنتی پایان دهد تا مردم بتوانند کارها و ارتباطات ضروری خود را از سر بگیرند. این درحالی است که سازمان “نت بلاکس”، نهاد پایش اینترنت برآورد کرده که قطع اینترنت روزانه ۳۷ میلیون دلار برای دولت هزینه دارد. البته قطع اینترنت برای کسب و کار مردم بیش از اینها هزینه دربر داشته است. این نهاد هزینه قطع اینترنت در جنبش ژینا برای دولت را نیز یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار برآورد کرده بود. در همین رابطه معاون اجرایی پزشکیان اعتراف نمود که کسب و کارهای دیجیتالی و غیردیجتالی در کشور در حال ضرر دهی هستند که این به دولت نیز زیان می‌رساند زیرا دولت نمی تواند از کسانی که کسب وکارشان به دلیل قطع اینترنت تعطیل شده، مالیاتی دریافت کند”. با این حال وی نیز اعتراف نمود “شرایط امنیتی مردم (بخوان رژیم) بر کسب و کار شهروندان ارجحیت دارد”. به این ترتیب حکومت فاسد جمهوری اسلامی از اینترنت نیز به جای اینکه با مثابه امکانی در جهت رفاه و آسایش و تسهیل کسب و کار و امور روزانه مردم بنگرد، از آن بعنوان ابزار سرکوب مردم در جهت تداوم حاکمیت ضد انسانیش استفاده می‌کند. از سوی دیگر حکومت اسلامی پس از دو هفته از ارتکاب جنایت هولناک کشتار و قتل عام مردم معترض، با ادامه قطع اینترنت، تلاش می‌کند ابعاد این فاجعه بی سابقه را کتمان نماید تا به خیال خود بتواند آنرا مشمول مرور زمان گرداند. اما قتل عام مردم معترض از جانب رژیم آنچنان گسترده و درندانه است که در تاریخ پر از جرم و جنایت حکومت اسلامی به عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت رسیده است. خامنه‌ای و دیگر رهبران جنایتکار حکومت و سپاه پاسداران آگاهانه و به دروغ اعتراضات طبیعی مردم گرسنه در مقابل تورم و گرانی و فقر و گرسنگی و دیکتاتوری و نبود آزادی را نیز به “توطئه عوامل خارجی آمریکا و اسرائیل” منتسب می کنند، تا بتوانند چنین جنایتی را برای بقای حکومت فاسد اسلامی خود توجیه نمایند. آنان طی چهار دهه گذشته با اجرای سیاست و برنامه‌های پرهزینه برای بقای خود، بحران اقتصادی را تشدید کرده و بیش از ۶۰ در صد مردم ایران را به زندگی در زیر خط فقر سوق داده اند. بدون شک با ادامه چنین وضعیت فلاکتباری، سرکوب و کشتار و جنایت رژیم جمهوری اسلامی نمی‌تواند مانع بروز اعتراضات گردد و ادامه خواهد یافت و سرکوب و قتل عام بی سابقه دو هفته گذشته، نفرت و انزجار عمومی را عمیق‌تر کرده و بحرانهای سیاسی، اجتماعی و حکومتی رژیم اسلامی را بیش از پیش تشدید خواهد کرد. زیرا همه بحران های جمهوری اسلامی ساختاری هستند و این رژیم راهی برای نجات از این بحرانها ندارد. کاهش درآمد رژیم از فروش نفت به دلیل تحریمها، افزایش سال به سال کسری بودجه دولت، چاپ پول بدون پشتوانه، استقراض از بانکها، مبادله قرون وسطایی کالا به کالا و فشار بیشتر بر مردم برای اخذ مالیاتها، موجب افزایش تورم و گرانی بیشتری شده است. این درحالی است که با ادامه سیاستهای سرکوبگرانه داخلی و استراتژی خارجی، دامنه تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی نیز هر روز گسترده‌تر شده است. اتحادیه اروپا در حال تصویب یک بسته دیگر تحریمها بر جمهوری اسلامی است که متأسفانه پیامد و تبعات آن نیز به سفره مردم منتقل خواهد شد. بنا براین خروج از بحران اقتصادی نیز در گرو سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی است. بدون شک تداوم اعتراضاتی که از دیماه سال ۹۶ وارد فاز نوینی گردید و امواج آن سالهای ۹۸ و ۱۴۰۱ و تا کنون ادامه داشته است به رغم جنایت هولناکی که رژیم در قتل عام مردم انجام داده، ادامه خواهد یافت. طبقه کارگر و مردم ایران کارد به استخوانشان رسیده، مردم آزادیخواه ایران مرعوب نشده اند، رژیم نتوانسته ترس را حاکم کند، امید به تغییر در جامعه ایران ریشه دوانده است. جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی زیر تیغ سرکوب در زمینه سازمانیابی و شکل دادن به رهبری پیشروی کرده اند. در این دوره نه جنگ، نه صلح که خطر حمله نظامی آمریکا و اسرائیل و برپایی یک جنگ ارتجاعی هنوز وجود دارد، فقط با تحکیم پیوند همبستگی در میان صفوف مردم، اعتراض علیه جنگ و مداخله قدرتهای امپریالیستی به هر شکلی که ممکن است، استفاده از هر فرصتی برای بر پایی تشکل‌ها و نهادهای توده‌ای، گسترش جنبش های اجتماعی و اعتراضات سازمانیافته و از قبل تدارک دیده شده و تشدید مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی می توان در برابر خطر جنگ ارتجاعی خود را آماده کرد. حمله نظامی آمریکا و اسرائیل که رضا پهلوی و سلطنت طلبان فاشیست و برخی از چهره‌های آبروباخته اپوزیسیون بورژوایی ایران برای آن لحظه‌شماری می کنند، تماما به زیان مبارزات آزادیخواهانه و برابری‌طلبانه مردم ایران است. چنین جنگی جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی را به حاشیه می برد و زمینه را برای دست به دست شدن قدرت سیاسی از بالا و بدون دخالت مردم فراهم می آورد. فقط با تشدید تلاش و مبارزه برای آماده کردن ملزومات سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی می توان مردم ایران و منطقه را از شر این رژیم جنایتکار نجات داد، تلاش نیروهای اپوزیسیون بورژوایی و دست راستی برای آلترناتیو سازی از بالای سر مردم را حنثی کرد و در برابر نظم منطقه ای امپرالیستی و ارتجاعی آمریکا و اسرائیل افق روشنی را پیش روی کارگران و مردم ستمدیده خاورمیانه قرار داد. با ۲۲ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بالاچه دموکراسی و مردم سالاری و اخبارروز لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 9:10 AM
دلار تمام شد/ خیابان فردوسی زودتر از سیاستمداران نتیجه مذاکرات را اعلام کرد؟
بازار ارز و سکه یکی از متلاطم‌ترین روز‌های معاملاتی را به چشم دید. انگار نه انگار که همین شنبه‌ای که گذشت، شنبه‌ی بعد از اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا بود. شنبه‌ای بود که به واسطه‌ی «امیدوارکننده» خواندن آن نشست، قیمت ارز و طلا روند کاهشی به خود گرفت. به طوری که طلای داخلی تنها در یک روز نزدیک به ۷ درصد و دلار و سکه هر کدام ۴ و ۶ درصد کاهش قیمت را تجربه کردند؛ اما این کاهش، گویی تحت تاثیر جلسه‌ی شتاب‌زده‌ی نتانیاهو با ترامپ قرار گرفت و مجددا انتظارات تورمی را رشد داد. به همین بهانه برآن شدیم تا با حضور در خیابان فردوسی، عطشِ این روز‌های بازار طلا و ارز را ثبت تاریخ کنیم. خیابان فردوسی که در روز‌های اعتراضات به مثابه‌ی استادیوم خالی از جمعیت، بی هیاهو و بی‌سروصدا، روز را شب می‌کرد، ناگهان به مقصد سرمایه‌های مردم بدل شد. دلار تمام شد تحقیقات میدانی خبرنگار اقتصاد آنلاین و پرسش و پاسخ با کاسبان بازار، نشان از تقاضای فزاینده مردم برای خرید دلار دارد. این تقاضا به حدی زیاد بود که برخی صرافی‌های معتبر از اتمام دلار روزانه‌ی خود خبر دادند. برخی دیگر از صرافی‌های زنجیره‌ای نیز شرایط مشابهی را منعکس می‌کردند. صف‌های ۲۰ تا ۳۰ نفره در این صرافی‌ها، به خوبی گواه از تقاضای بالای مردم برای خرید دارایی‌های امن را می‌دهد. سکه ارزان شد در خصوص سکه، اما شرایط کمی متفاوت دنبال می‌شد. علی‌رغم تقاضا برای این ردیف دارایی، مشتریان نیز در سمت مقابل ایستادند که برآیند کشمکش خریدار و فروشنده، قیمت سکه‌ی تمام را امروز حدود ۵ میلیون تومان به عقب راند. با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه اقتصاد لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 9:10 AM
دان بیکن: باید برای همیشه از شر رژیم ایران خلاص شد
دان بیکن، نماینده جمهوری‌خواه از ایالت نبراسکا در مجلس نمایندگان ایالات متحده، می‌گوید جمهوری اسلامی هیچ قصدی برای توافق واقعی با آمریکا ندارد و بهترین کار برای آمریکا این است که یک‌بار برای همیشه از شر رژیم جمهوری اسلامی خلاص شود. آقای بیکن در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز گفت: «من فکر نمی‌کنم بشود یک توافق واقعی با جمهوری اسلامی به دست آورد. اگر (رژیم) ایران قصد ماندن داشته باشد، با ما معامله‌ای نخواهد کرد.» او در ادامه گفت: «آن‌ها از ما متنفرند. من در عراق و افغانستان خدمت کردم. فقط در عراق، ۶۰۹ آمریکایی توسط شبه‌نظامیان شیعه که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تامین مالی، رهبری و مسلح شده بودند، کشته شدند.» او اضافه کرد: «این افراد از ما متنفرند. و من فکر می‌کنم رئیس‌جمهور (آمریکا) باید در این شرایط تصمیم بگیرد. او علنا متعهد شد که اگر مردم ایران مقابل حکومت‌شان بایستند و سعی کنند امور را به دست بگیرند، آمریکا به آن‌ها کمک خواهد کرد.» این نماینده جمهوری‌خواه آمریکایی درباره معترضان ایرانی گفت: «آن‌ها ایستادگی کردند و بین ۳۰ تا ۵۰ هزار ایرانی در ماه گذشته کشته شدند. من فکر می‌کنم تنها پاسخ باقی‌مانده این است که آمریکا در کنار مردم ایران باشد و یک‌بار برای همیشه از شر این رژیم خلاص شود.» آقای بیکن تصریح کرد: «این تنها راهی است که ما با ایران صلح خواهیم داشت، زیرا این رژیم هرگز با ایالات متحده آمریکا صلح نخواهد کرد.» این یکی از آخرین موضع‌گیری‌های قانون‌گذاران آمریکایی در حمایت از مردم ایران و علیه جمهوری اسلامی است. سناتور وارنر: باید راهی برای خلاص شدن از رژیم ایران پیدا کنیم پیش از این مارک وارنر، سناتور دموکرات ایالت ویرجینیا و نایب رئیس کمیته اطلاعات سنای آمریکا، به گزینه‌های احتمالی واشنگتن برای مقابله با حکومت ایران اشاره کرد و گفت: «ما باید راه‌هایی پیدا کنیم که از شر رژیم [جمهوری اسلامی] خلاص شویم.» وارنر با اشاره به استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه افزود که دولت آمریکا باید «همه گزینه‌ها، از جمله اقدام نظامی» را در نظر داشته باشد. او حکومت ایران را «بی‌رحم» خواند و گفت: «این رژیم ده‌ها هزار معترض را کشته است.» وارنر یکی دیگر از چالش‌ها را عدم اطمینان از «فردا»ی پس از سقوط جمهوری اسلامی دانست و گفت: «مقاومت سازمان‌یافته کافی در کار نبوده است. رژیم بی‌رحم است و من باور دارم حقیقت این است که ده‌ها هزار نفر کشته شده‌اند.» سناتور گراهام: هر توافقی میان تهران و واشنگتن باید به تایید کنگره برسد لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا هم روز شنبه ۱۸ بهمن در واکنش به مذاکرات میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در عمان اعلام کرد که امیدوار است هرگونه توافق احتمالی بتواند اهداف امنیت ملی آمریکا و نیازهای مردم ایران را از مسیر دیپلماسی تأمین کند. او با اشاره به سابقه رفتار جمهوری اسلامی ایران در قبال توافق‌ها گفت که پیشبرد چنین توافقی می‌تواند دشوار باشد، اما تأکید کرد که با ذهنی باز به موضوع نگاه می‌کند. گراهام همچنین یادآور شد که هر توافقی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده باید برای بررسی و رأی‌گیری به کنگره ارائه شود. آقای گراهام پیشتر و در اوج اعتراضات و سرکوب‌های مرگبار خیابانی در ایران خواستار آن بوده است که دولت آمریکا از مردم معترض ایران حمایت کمک کند و همچنین درخواست سرنگونی جمهوری اسلامی را بارها مطرح کرده است. برایان مست: تهران هنوز پیام اتمام‌حجت ترامپ را درک نکرده است همچنین برایان مست، رئیس جمهوری‌خواه کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در مصاحبه‌ای به فاکس نیوز گفت که او فکر می‌کند جمهوری اسلامی درک نکرده است که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا با آنها اتمام‌حجت کرده است و همچنان خواهان وقت‌کشی در مذاکرات با آمریکا است. این قانون‌گذار ارشد آمریکایی گفت در حالی که آمریکا صریحا خواستار پایان تمامی تهدیدات جمهوری اسلامی علیه آمریکا و متحدانش چه در حوزه هسته‌ای و چه در حوزه موشکی و بخش‌های دیگر است، جمهوری اسلامی می‌خواهد ببیند چه میزان از برنامه‌های تهدید‌آمیز خود را می‌تواند نگه دارد و به همین دلیل کاملا نفهمیده‌ است که رئیس جمهوری آمریکا با آن اتمام‌حجت کرده است و فکر می‌کند می‌تواند ریسک کند. برایان مست به فاکس‌نیوز گفت: «فقط کافی است به ۴۸ ساعت گذشته نگاه کنید: اول، ارسال پهپادهای انتحاری شاهد—پهپادهای یک‌طرفه—به سمت ناوهای نیروی دریایی آمریکا با محموله انفجاری حدود ۱۰۰ پوند. همچنین استفاده از کشتی‌هایشان برای آزار و تهدید کشتی‌های ناوگان تجاری آمریکا. پاسخ آن‌ها این‌گونه بوده است.» برایان مست گفت جمهوری اسلامی هنوز در حال تصمیم‌گیری هستند که آیا برنامه موشک‌های بالستیک‌شان را پیش ببرند یا نه؛ برنامه‌ای که به گفته او ستون اصلی توان تهاجمی جمهوری اسلامی است و به آن تکیه دارد تا بتواند به اسرائیل و تل‌آویو حمله کنند و حتی دامنه موشک‌ها را تا لندن، برلین، پاریس و حتی شاید واشنگتن، میامی و نیویورک گسترش دهد. برایان مست افزود این موضوع هرگز برای آن‌ها ممکن نخواهد بود. ترامپ: ایران به‌شدت به دنبال توافق است در پی نشست مسقط، رئیس جمهوری آمریکا گفت‌وگوها با جمهوری اسلامی را خوب توصیف کرد و بار دیگر تاکید کرد که یک ناوگان بزرگ آمریکا به زودی در اطراف ایران خواهد بود. او افزود گفت‌و‌گوها اوایل هفته آینده ادامه می‌یابد. دونالد ترامپ در گفت‌وگو با خبرنگاران در هواپیمای ایرفورس وان گفت «به نظر می‌رسد [جمهوری اسلامی] ایران واقعاً می‌خواهد به‌شدت به یک توافق برسد. باید ببینیم آن توافق چیست. اما فکر می‌کنم ایران واقعاً می‌خواهد به یک توافق برسد، و البته هم باید بخواهند.» رئیس جمهوری آمریکا با اشاره به مذاکرات پیش از حمله آمریکا به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی گفت جمهوری اسلامی دفعه قبل تصمیم گرفت شاید توافق نکند، «اما فکر می‌کنم حالا احتمالاً نظرشان عوض شده است. خواهیم دید توافق چه خواهد بود. با دفعه قبل متفاوت خواهد بود. و ما یک ناوگان بزرگ داریم، یک آرایش دریایی بزرگ که به آن سمت در حال حرکت است. به‌زودی آنجا خواهیم بود. بنابراین خواهیم دید نتیجه چگونه خواهد شد.» خبرنگاری با اشاره به حضور استیو ویتکاف و جرد کوشنر و همچنین برد کوپر، رئیس ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا در مذاکرات با جمهوری اسلامی در عمان، از دونالد ترامپ پرسید: «به نظر نمی‌رسد هنوز توافقی حاصل شده باشد. تا کی حاضر هستید منتظر بمانید؟» که آقای ترامپ پاسخ داد: «باید موقعیت خود را حفظ کنید. ما وقت زیادی داریم. اگر ونزوئلا را به خاطر داشته باشید، مدتی منتظر ماندیم. ما عجله‌ای نداریم.» با ۲۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 9:10 AM
تصاویری جدید از تظاهرات بزرگ ایرانیان در برلین هم‌زمان با سالگرد انقلاب ضدسلطنتی در حمایت از قیام سراسری
صحنه‌هایی از تظاهرات بزرگ «ایران آزاد» در برلین هم‌زمان با چهل‌وهفتمین سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ایران، در حمایت از قیام مردم ایران و با تأکید بر شعار «نه شاه، نه شیخ» به نمایش درآمد. این راهپیمایی با وجود سرمای شدید و شرایط نامساعد جوی، با حضور گسترده و پرشمار ایرانیان آزاده برگزار شد و شرکت‌کنندگان خواستار استقلال، آزادی و پایان دیکتاتوری شدند. در این گردهمایی، مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، با تأکید بر «نه جنگ خارجی، نه مماشات»، اعلام کرد که راه‌حل مردم ایران، سرنگونی رژیم به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته و برپایی جمهوری دموکراتیک است. این تظاهرات با حمایت صدها سازمان، نهاد مدنی، اتحادیه‌های کارگری و بیش از ۳۰۰ انجمن ایرانی در اروپا برگزار شد....تصاویر بیشتر اینجا کلیک کنید. (https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B6%D8%AF%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C) مرتبط: https://x.com/PMOIRAN/status/2020769745708941821 https://x.com/PMOIRAN/status/2020815131555311674 https://x.com/PMOIRAN/status/2020816417004679293 https://x.com/PMOIRAN/status/2020139739840401845 با ۲۲ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بالاچه دموکراسی و مردم سالاری و اخبارروز لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 9:10 AM
روایت کشته‌شدگان؛ میلاد میانه‌خواه منفردی، معترضی که حکومت تلاش کرد علت مرگش را مصرف مواد مخدر اعلام کند
سازمان حقوق بشر ایران؛ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴: یکی از بستگان میلاد میانه‌خواه منفردی طی گفت‌وگویی با سازمان حقوق بشر ایران، جزئیاتی از کشته‌شدن این جوان ۲۹ ساله و بازیکن پیشین تیم فوتبال جوانان ملوان بندرانزلی را در جریان اعتراضات ضدحکومتی بازگو کرد. مریم (ماریا) میانه‌خواه منفردی، عمه‌ میلاد، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «میلاد روز ۱۹ دی‌ماه، در جریان اعتراضات سراسری در شهر بندر انزلی، منطقه قاضیان (محدوده امامزاده) به‌دست نیروهای امنیتی کشته شد. او برای ملحق‌شدن به معترضان و کمک به مجروحان به خیابان رفته بود. در جریان سرکوب، نیروهای امنیتی با باتوم به معترضان حمله کردند و میلاد هنگام تلاش برای فرار از ضرب‌وجرح، از پشت هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت و گلوله به قلبش اصابت کرد.» به‌گفته او، پس از اصابت گلوله، دوستان میلاد ابتدا او را به یکی از منازل اطراف منتقل و مخفی کردند و سپس به امید به زنده ماندنش، او را به یک کلینیک نزدیک محل درگیری بردند؛ «او در همان کلینیک، جان باخت. پس از ورود نیروهای امنیتی به آن‌جا، معترضان پیکر میلاد را در بخش زایمان پنهان کردند تا مأموران آن را ضبط نکنند. با رسیدن پدر میلاد، پیکر بی‌جان او از کلینیک خارج و به سردخانه آرامستان بندر انزلی منتقل شد.» مریم میانه‌خواه منفردی تأکید می‌کند که نیروهای سپاه پاسداران و بسیج مسئول شلیک مستقیم به معترضان در منطقه قاضیان بندر انزلی بوده‌اند؛ «به‌علاوه به‌گفته شاهدان محلی، تعداد کشته‌شدگان در آن روز بسیار زیاد و حتی یک کودک نیز در میان قربانیان بوده است. شلیک‌ها به‌صورت پیوسته و با حجم بالا انجام شده است.» او درباره تحویل پیکر میلاد به خانواده‌اش می‌گوید: «در روند تحویل جسد، خانواده میلاد با ممانعت و فشارهای امنیتی روبه‌رو شدند. مقامات پس از چهار روز، پیکر میلاد را با دریافت تعهد کتبی خانواده مبنی بر برگزار نکردن مراسم عمومی خاک‌سپاری، تصویربرداری و رسانه‌ای نکردن موضوع، تحویل دادند. در مراسم خاکسپاری نیز نیروهای امنیتی مسلح حضور داشتند و خانواده حتی اجازه نداشتند آزادانه عزاداری کنند. آنان حتی مجبور شدند تعهدی امضا کنند که در آینده نیز مراسم ترحیم برگزار نخواهند کرد.» به‌گفته او، نیروهای امنیتی تلاش داشته‌اند علت مرگ را «اوردوز ناشی از مصرف مواد مخدر» ثبت کنند، اما مأمور ثبت احوال با شجاعت، علت واقعی مرگ را «اصابت گلوله» درج کرده است. با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه حقوق بشر لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 7:10 AM
از کشف کارگاه پهپاد «خودی» تا «فرمول روان‌گردان»؛ بازبینی گزارش‌های امنیتی ایران در جنگ با اسرائیل
از همان ساعت‌های نخست حمله اسرائیل به ایران، و پس از مطرح شدن استفاده اسرائیل از پهپادها و ریزپرنده‌ها و انجام حملاتی که گفته می‌شد از داخل خاک ایران هدایت می‌شدند، رسانه‌های دولتی ایران گزارش‌های گوناگونی درباره کشف محموله‌های ریزپرنده و تجهیزات نظامی منتشر کردند. مقام‌های ایرانی همچنین مدعی شدند که صدها نفر از عوامل اسرائیل در خاک این کشور دستگیر شده‌اند. یکی از خبرسازترین گزارش‌ها که در رسانه‌های جهانی نیز منعکس شد، گزارشی از کشف کارگاه تولید پهپاد در تهران توسط پلیس ایران بود. حالا با گذشت بیش از شش ماه از جنگ ۱۲ روزه، حسین نجات، جانشین فرمانده قرارگاه امنیتی ثارالله، استفاده گسترده از ریزپرنده‌ها در جریان جنگ را رد کرده و گفته است کارگاه مونتاژ پهپادی که پلیس از کشف آن خبر داده بود، در واقع یکی از مراکز تولید پنهانی پهپاد متعلق به وزارت دفاع ایران بود. او این اظهارات را در گفت‌وگو با جواد موگویی در مجموعه مصاحبه‌های «ماجرای جنگ دوازده روزه» مطرح کرده و گفته این کارگاه یک واحد «پوششی» وابسته به شرکت‌های دانش‌بنیان هوافضا و وزارت دفاع بوده است. در گزارش اولیه پلیس که رسانه‌های نزدیک به سپاه نیز آن را بازنشر کردند گفته شد ۲۰۰ کیلوگرم مواد منفجره نیز در این ساختمان سه طبقه پیدا شده است. در این گزارش آمده بود که مردم محل، این ساختمان را به خاطر رفت و آمدهای مشکوک گزارش کرده بودند. آقای نجات گفته است مورد دیگری که به اشتباه توسط پلیس شناسایی شده، مربوط به یک کامیون حامل محموله ریزپرنده بوده است که به دلیل درج عبارت «پهپاد اسباب‌بازی» در بارنامه، شناسایی شد و به گفته او، صرفا بخشی از این محموله نیاز به مجوز داشته است. در حالی که شنیده شدن صدای ریزپرنده‌ها و پدافندهای فعال یکی از نشانه‌های عملیات اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه گزارش می‌شد این فرمانده سپاه گفته است بحث استفاده گسترده از ریزپرنده‌ها «شایعه» بزرگتر از واقعیت بوده و در کل جنگ، تنها در سه یا چهار مورد، آن هم در خارج از شهر تهران از ریزپرنده‌ها استفاده شده است. آقای نجات گفته است بخشی از حملات با موشک‌های کوچکی انجام شد که از روی زمین و یا از پهپاد شلیک می‌شوند و با ماهواره کنترل می‌شود. آقای نجات گفته سپاه توانسته از چند مورد از این حملات جلوگیری کند. او در پاسخ سوال مجری درباره فعال شدن مداوم پدافندها در مناطقی از تهران و اطراف محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی گفت: «فعال شدن پدافند منطقه اطراف بیت رهبری به خاطر وجود پهپادهایی بوده که در ارتفاع بالا پرواز می‌کرده‌اند.» این فرمانده سپاه همچنین گفته است که هیچ تبعه افغانستان که ریزپرنده بلند کرده باشد نیز دستگیر نکردیم و همه افرادی که در طول جنگ دستگیر شده‌اند کسانی بوده‌اند که از محل‌های مورد اصابت موشک‌ عکس‌ گرفته بودند که بینشان ایرانی و تبعه افغان نیز بوده است. در روزهای پس از جنگ، برخی رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی، اتباع افغانستان را متهم به همکاری با اسرائیل کردند و هم‌زمانی این گزارش‌ها با اخراج گسترده آن‌ها، به گفته فعالان حقوق مهاجران، باعث افزایش آزار و تبعیض علیه مهاجران افغان شد. آقای نجات مدعی است که در جریان جنگ، استان تهران از همان شب اول «نفوذناپذیر» بوده و سطح شهر با استقرار سپاه، فراجا، نهادهای وابسته به وزارت اطلاعات و با پایگاه‌های بسیج مناطق به‌طور کامل تحت پوشش قرار داشته است. آقای نجات گفته است «دفاع موزاییکی» به معنای «دفاع وجب به وجب» فعال بوده است یعنی هر پایگاه بسیج، منطقه اطراف خودش را با پوشش امنیتی و گشت مسلح تحت کنترل داشته است. او در پاسخ به سوال مجری برنامه گفت که «هیچ تیمی» در تهران بازداشت نشد و به گفته او گروه‌های مخالف مانند مجاهدین خلق نتوانستند هیچ کاری بکنند. این مقام امنیتی سپاه «۹۰ درصد» شناسایی محل فرماندهان کشته شده توسط اسرائیل را نه توسط نفوذ در میان نیروهای اطلاعاتی و سپاه بلکه از راه اشراف در شبکه‌های اینترنت، تصاویر ماهواره‌ای، شنود خطوط و سیستم‌های مخابراتی و تلفن شهری و استفاده اسرائیل از هوش مصنوعی با استفاده از تشخیص و شناسایی صدای افراد مورد هدف اعلام کرد. در جریان جنگ دوازده روزه اینترنت قطع شده و در جریان اعتراضات دی‌ ماه علاوه بر اینترنت، خطوط تلفن داخل کشور نیز توسط حکومت قطع شد. قرارگاه ثارالله امنیتی‌ترین تشکیلات سپاه است که زیر نظر مستقیم فرمانده کل سپاه فعالیت دارد و وظیفه اول آن مدیریت تامین امنیت پایتخت ایران است. آقای نجات می‌گوید که حیطه مسئولیت قرارگاه ثارالله صرفا به محدوده پروازی ریزپرنده‌ها محدود است و این قرارگاه بر آن اشراف داشته است. او ادعا کرد که نحوه تمام حملات اسرائیل شناسایی شده و این حملات اغلب با موشک‌هایی انجام شده که از جنگنده‌ها و پهپادهای پیشرفته اسرائیلی شلیک شده‌اند و خارج از حوزه مسئولیت این قرارگاه بوده‌اند. در ادامه، برخی از گزارش‌هایی که رسانه‌های رسمی و نهادهای امنیتی ایران از جمله سپاه پاسداران برای نشان دادن اشراف اطلاعاتی خود در طول جنگ ۱۲ روزه منتشر کردند را مرور کرده‌ایم. ## گزارش پلیس از کارگاه «پهپاد خودی» چه می‌گوید؟ موردی که حسین نجات مسئول قرارگاه ثارالله گفته است که کارگاه پوششی وزارت دفاع بوده، در واقع یکی از قابل توجه‌ترین کشفیات نیروی انتظامی در جریان جنگ بود که بحث مونتاژ گسترده پهپاد و ریزپرنده توسط عوامل اسرائیل در داخل ایران را مطرح کرد و در رسانه‌های جهان به صورت گسترده منعکس شد. این گزارش که در شامگاه سومین روز جنگ منتشر شد کارگاهی را نشان می‌داد که در آن قطعات ریزپرنده و پهپادهای لوله‌ای بالدار دیده می‌شد. در میان این تجهیزات، دستگاه کنترل و پرینتر سه بعدی نیز وجود داشت. در گزارش با اشاره به مواد منفجره کشف شده در محل گفته شد این پهپادها انتحاری بوده‌اند. بی‌بی‌سی این قطعات را به جرمی بینی، متخصص امور دفاعی منطقه خاورمیانه در موسسه جینز نشان داد. او می‌گوید: «بر اساس آنچه در ویدیو دیده می‌شود، ساخت این پهپادها با استفاده از لوازم و قطعاتی که در بازار پیدا می‌شوند و اجزای مخصوصی مانند سطوح آیرودینامیکی انجام شده است. حداقل برخی از قطعات سفارشی ممکن است در همان کارگاه و با استفاده از چاپگر سه‌بعدی که در فیلم دیده می‌شود، تولید شده باشند.» ‌آقای بینی با اشاره به تعداد بالای آن‌ها و نداشتن مکانیسم بازیابی (مانند چتر نجات یا سیستم ضربه‌گیر)، روایت ایران درمورد انتحاری بودن پهپادها را تائید می‌کند. او همچنین گفت: «این پهپادها قطعا از نوع پهپادهای میان‌برد با ارتفاع متوسط و ماندگاری بالا (MALE) نیستند، چون آن نوع بسیار بزرگ‌تر بوده و دارای چرخ‌های فرود هستند.» ‌آقای بینی گفته دوربین‌هایی که در پهپادهای نظارتی بکار می‌روند نیز در قطعات دیده نمی‌شود. به گفته او از آنجایی که پهپادهای انتحاری فقط با ماهواره‌ هدایت می‌شوند نیاز به دوربین ندارند. ‌آقای بینی با اشاره به دوربینی که در یکی از تصاویر دیده می‌شود گفت که «این احتمال وجود دارد که دوربین با استفاده از پرینتر سه بعدی در دماغه پهپاد نصب شود تا رو به جلو باشد و هدف را در فاز نهایی حمله نشان دهد. ## ریزپرنده‌ها؛ اسباب‌بازی یا تهدید؟ از جنگ اوکراین گرفته تا غزه، ریزپرنده‌ها یا کوادکوپترها برای شناسایی محیط و از بین بردن افراد و هدف‌ها به کار گرفته شده‌اند. بهمن‌ماه ۱۴۰۱ (ژانویه ۲۰۲۳) انفجار ناشی از حمله سه ریز پرنده انتحاری به یک مجتمع کارگاهی صنایع دفاع اصفهان خبرساز شد. وزارت دفاع در بیانیه‌ای گفت در این حمله ناموفق پدافند توانست دو ریزپرنده را منهدم کند و دیگری نیز در تور روی سقف کارگاه گیر کرد. بیش از یک سال بعد در فروردین ۱۴۰۳، امیر عبدالهیان، وزیر خارجه وقت در گفتگویی با محور احتمال «یک جنگ فاجعه بار با اسرائیل» با شبکه ان‌بی‌سی، دست داشتن اسرائیل در این حمله را رد کرد و آن را «بی‌اهمیت‌» خواند و گفت «پرواز ۲ یا ۳ کوادکوپتر در حد اسباب‌بازی‌هایی بود که کودکان ما در ایران از آن استفاده می‌کنند.» او افزود که پدافند ایران هوشمند است و به راحتی می‌تواند آن‌ها را هدف قرار دهد. آقای امیرعبدالهیان یک ماه بعد در سانحه سرنگونی هلیکوپتر رئیس‌جمهور کشته شد. یک سال بعد از بی‌اهمیت‌خواندن این تهدید، در روزهای جنگ دوازده روزه، این ریزپرنده‌ها بعنوان یکی از خطرناک‌ترین سلاح‌های بکار رفته در ایران معرفی شدند و اخبار کشف هزاران ریزپرنده، بعنوان دستاوردهای مهم امنیتی در طول جنگ مطرح شد. در نخستین روزهای جنگ، نهادهای امنیتی از مردم خواستند هرگونه حرکت مشکوک را جدی بگیرند و به پلیس گزارش کنند. در این فراخوان‌ها از وانت‌ها و کامیونت‌های مشکوک نام برده شد که گفته می‌شد برای حمل تجهیزات از جمله ریزپرنده از آن‌ها استفاده می‌شده است. در برخی گزارش‌های پلیس تصویر نمونه‌هایی از این خودروهای کشف شده نشان داده شد. فروش ریزپرنده‌های تجاری و صنعتی سال‌هاست که در ایران آزاد است و می‌توان انواع مختلف آن را در مغازه‌ها و فروشگاه‌های آنلاین پیدا کرد، هرچند استفاده‌ و به کارگیری از آن‌ها در ایران نیازمند مجوز و دارای محدودیت‌هایی بوده است. بعد از جنگ، محدودیت‌های بیشتری برای خرید و فروش آن اعمال شده است. ریزپرنده‌هایی که برای حملات نظامی بکار می‌روند از راه دور قابل هدایت هستند، می‌توانند به هدف شلیک کنند، ماده منفجره یا خمپاره را روی هدف بیاندازند و یا به صورت انتحاری با برخورد با هدف آن را منفجر کنند. تعداد معدودی از این گونه ریزپرنده‌ها در برخی از گزارش‌های منتشر شده در آن روزها دیده می‌شود. ## چه ریزپرنده‌هایی «کشف» شد؟ بسیاری از گزارش‌های کشفیات پلیس ایران محموله‌های ریزپرنده‌های تجاری آکبند را نشان می‌داد. ریزپرنده‌هایی که معمولا در جنگ‌ها استفاده می‌شود، بدون قاب پلاستیکی و به صورت قطعات جداگانه جابجا می‌شوند و افراد دوره دیده قطعات را به هم متصل می‌کنند. اگرچه از برخی مدل‌ها و قطعات ریز پرنده‌‌های تجاری هم می‌شود برای ساخت ریز پرنده نظامی استفاده کرد، به نظر می‌رسد نمونه‌های نشان داده شده برای استفاده‌ نظامی آماده نشده‌اند و دقیقا مدل‌های موجود در بازار هستند. در برخی از گزارش‌ها گفته شد محموله‌های کشف شده به خاطر «احتمال سو استفاده عوامل دشمن» ضبط شده است. بررسی‌های بی‌بی‌سی نشان می‌دهد که برخی رسانه‌ها از جمله خبرگزاری تسنیم و دانشجو تصاویر خبری مربوط به اوکراین را برای خبرهای مربوط به کشف ریزپرنده‌های نظامی در ایران استفاده کرده‌اند. در این میان یکی از گزارش‌‌های تلویزیونی، ریز پرنده‌ای را نشان می‌داد که خمپاره به آن متصل شده بود. در آن زمان گفته شد که این پهپاد از عوامل دستگیر شده اسرائیل به دست آمده است. این ریز پرنده شباهت بسیاری به ریزپرنده‌های نظامی رایج در جنگ اوکراین دارد. اما از سوی دیگر خود سپاه پاسداران نیز از همین نوع پهپادها ساخته است و به تازگی در مانوری از آن‌ها رونمایی کرده است. در خبری دیگر عکس یک ریزپرنده همراه با دستگاه هدایتگر منتشر شد و گفته شد برخی از ریزپرنده‌های استفاده شده در ایران با اینترنت سیم‌کارت‌های ۴جی هدایت می‌شدند. ## «ترانس برق» و «فرمول تولید روان‌گردان» در گزارش شناسایی جاسوسان موساد در میان گزارش‌ رسانه‌های ایران، تصاویری به عنوان شواهد دستگیری عوامل اسرائیل نیز دیده می‌شود که ارتباط آن با حمله نظامی یا خرابکاری مشخص نیست. مثلا در یک گزارش تلویزیون درباره دستگیری افرادی با مواد منفجره و پهپادهای انفجاری نزدیک تهران، تصویری از یکی از مطالب بی‌بی‌سی درباره نحوه کارکرد بمب‌ خلا نشان داده شده است. این مطلب زمانی منتشر شده بود که اوکراین روسیه را متهم کرد که از بمب خلا در جنگ استفاده کرده است. نمونه دیگر گزارشی درباره فردی بود که گفته شد در ساوجبلاغ دستگیر شده است. فرد دستگیر شده می‌گوید از اینترنت نحوه ساخت بمب را یاد گرفته و لوازم منفجره مثل اکلیل و سرنج خریده است. در ویدیو اما لوازم الکتریکی مثل ترانسفورماتور دیده می‌شود که استفاده از آن‌ها در بسیاری از کارگاه‌های برق رایج است. کیسه‌ها و بطری‌های حاوی موادی نامعلوم نیز در اتاق دیده می‌شد. بررسی‌های بی‌بی‌سی حاکی است که نوشته‌ای که در این گزارش به‌عنوان آموزش ساخت بمب نشان داده می‌شود مربوط به درست کردن متکاتینون، یک ماده مخدر صنعتی است که به نام «شیشه ایرانی» شناخته می‌شود. با توجه به سابقه اعترافات اجباری در ایران، مشخص نیست فرد دستگیر شده در آن زمان تحت چه شرایطی به همکاری با اسرائیل «اعتراف» کرده‌ است. با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM
گزارش تحقیقات سایبری تردستون در مورد حساب‌های بچه شاه
مؤسسه سایبری تردستون با همکاری دانچو دانچف از برجسته‌ترین کارشناسان دیجیتال گزارش تحقیقات علمی و فنی خود در مورد حساب‌های رضا پهلوی در ایکس (توئیتر) اینستاگرام و تلگرام را منتشر کرد تردستون یک مجموعه پژوهشی مستقل است که سال‌هاست عملیات‌های سایبری، شبکه‌های نفوذ دیجیتال و کارزارهای دست‌کاری اطلاعات را رصد و مستندسازی می‌کند دانچف یکی از شناخته‌شده‌ترین پژوهشگران امنیت سایبری و نویسندگان حوزه تهدیدات دیجیتال در سطح بین‌المللی است که با بیش از دو دهه فعالیت از منابع معتبر جرایم سایبری و تحلیل حملات پیشرفته در این حوزه شناخته می‌شود تحقیقات تردستون و دانچف دربارهٔ حساب‌های رضا پهلوی یک دوره ۴ ساله از ژانویه سال ۲۰۲۲ تا نوامبر ۲۰۲۵ را در بر می‌گیرد و نتیجه آن در اول فوریه ۲۰۲۶ در سایت تردستون ۷۱ منتشر شده است در این گزارش نکات مهمی در ۹۳ صفحه افشا شده است تردستون اعلام می‌کند این گزارش بر پایه مجموعه‌داده‌ای ادغام‌شده با ۷۰میلیون رکورد حساب کاربری تهیه شده است تردستون خاطرنشان می‌کند این تحقیق نتیجه بررسی موردی یا برداشت شخصی نیست، بلکه حاصل تحلیل ساختاری داده‌ها و الگوهای تکرار شونده‌ای است که در طول زمان و در مقیاس وسیع مشاهده شده‌اند این نمونه‌یی روشن از «رفتار هماهنگ غیرواقعی» است؛ شبکه‌یی که برای شبیه‌سازی حمایت مردمی و مهندسی مشروعیت دیجیتال رضا پهلوی به‌کار گرفته شده است تغییرات اخیر در شیوه کار پلتفرم ایکس پرده از یک فریب گسترده در فضای مجازی برداشت این به‌روزرسانی، به‌طور ناخواسته مکان واقعی و شیوه اتصال دهها هزار حساب کاربری را آشکار کرد. در هیچ نقطه‌ای، این رسوایی به اندازه ایران معنادار نبود شمار قابل توجهی از حساب‌هایی که خود را منتقد حکومت ایران یا فعال اپوزیسیون معرفی می‌کردند، در عمل از داخل ایران و با دسترسی اینترنتی بدون فیلتر فعالیت می‌کردند این دسترسی به‌طور عمومی با عنوان «سیم‌کارت سفید» شناخته می‌شود این نوع اتصال، طبق سوابق موجود، صرفاً در اختیار افراد مورد تأیید نهادهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم ایران قرار می‌گیرد و مستلزم تعهد مکتوب یا دست‌کم توافق شفاهی برای عبور نکردن از خطوط قرمز مشخص است شمار قابل توجهی از پروفایل‌هایی که خود را کنشگران اپوزیسیون ایرانی مستقر در غرب معرفی می‌کردند، در حقیقت مستقیماً از داخل ایران و با استفاده از زیرساخت‌های دارای امتیاز دولتی فعالیت می‌کردند این امر نمونه‌یی دیگر از چگونگی دست‌کاری اینترنت توسط حکومت ایران برای پیشبرد اهداف راهبردی‌اش می‌باشد در گزارش تردستون این پدیده تحت عنوان «اسب تروا» توضیح داده شده است که در این الگو، یک پوسته بیرونی از حساب‌های پرشمار، تعاملات مصنوعی و زیبایی‌شناسی سلطنت‌طلبانه ساخته می‌شود درون این پوسته، اپراتورهای حکومتی پنهان می‌شوند که از همان شبکه برای تزریق پیام، هدایت روایت و تشدید شکافها استفاده می‌کنند نقطه اتصال این دو لایه، هشتگ‌ها و شعارهای مشترک به‌ویژه هشتگ این آخرین نبرد است، می‌باشد که هم‌زمان توسط شبکه‌های بیرونی و بازیگران حکومتی تقویت می‌شود قابلیت جدید نمایش «کشور مبدأ» در ایکس نشان داد که شماری از حساب‌ها با برچسب «Iran – Android App» متصل هستند این در حالی است که دسترسی مستقیم به این پلتفرم در ایران مسدود است و کاربران عادی ناچار به استفاده از VPN هستند نمایش ایران به‌عنوان مبدأ، نشانه اتصال مستقیم و بدون فیلتر است؛ امتیازی که صرفاً به مقامات، اپراتورهای سایبری دولتی و افراد دارای مجوز ویژه اعطا می‌شود به‌روزرسانی پلتفرم ایکس چهار دسته متمایز از بازیگران فریبکار را عیان کرد مقامات دولتی شامل مقامات سیاسی، مذهبی، امنیتی و اطلاعاتی که در انظار عمومی مدافع سانسورند اما خود از دسترسی بدون فیلتر بهره‌مند می‌شوند منتقدان مورد تأیید دولت شامل روزنامه‌نگاران یا چهره‌های سیاسیِ منتقدنما که در چارچوب‌ها و دستورالعمل‌های مجاز نهادهای امنیتی و اطلاعاتی فعالیت می‌کنند کنشگران خارجی جعلی شامل پروفایل‌هایی با هویت شهروندان غربی (مثلاً حامیان استقلال اسکاتلند) که از تهران اداره می‌شوند تا بر سیاست خارجی اثر بگذارند اپوزیسیون جعلی و سلطنت‌طلبان ساختگی به‌طور خاص، بسیاری از حساب‌هایی که خود را «سلطنت‌طلبان» تند و ضدحکومتی معرفی می‌کردند، از تهران فعالیت می‌کردند و غالباً به دیگر گروه‌های اپوزیسیون حمله می‌بردند این راهبردی دولتی برای دامن‌زدن به تفرقه و بی‌اعتمادی در میان اپوزیسیون واقعی است گروه تردستون ۷۱ سال‌هاست عملیات سایبری حکومت ایران را رصد می‌کند حکومت برای بهره‌برداری از احساسات سلطنت‌طلبانه، نیازی به ساخت شبکه‌یی تازه نداشته است. زیرساختی از پیش موجود از حمایت مصنوعی پیرامون رضا پهلوی وجود داشت که کافی بود در شبکه موجود نفوذ کرده و از آن بهره‌برداری شود به همین دلیل، گزارش تردستون به‌جای تمرکز بر نفوذ حکومت، بر خود معماری این شبکه می‌پردازد؛ شبکه‌یی از «رفتار هماهنگ غیرواقعی» یا CIB که حضور آنلاین رضا پهلوی را باد می‌کند یافته‌های تردستون ۷۱ ثابت می‌کند که محبوبیت دیجیتال ادعایی رضا پهلوی نه ارگانیک است و نه خودجوش. یک سیستم چندسکویی، هماهنگ و بلندمدت، توهم حمایت توده‌یی را پیرامون نام او ایجاد کرده است این حضور آنلاین از مشروعیت مردمی برنمی‌خیزد، بلکه مهندسی شده است این معماری مصنوعی، الگوریتم‌های پلتفرم‌ها را منحرف می‌کند، شتاب کاذب می‌سازد و احساسات واقعی عمومی را به مسیرهای از پیش‌طراحی‌شده هدایت می‌کند در این الگو، ایرانیان را نه به‌مثابه شهروندانی دارای عاملیت، بلکه به‌عنوان ورودی‌های قابل‌برنامه‌ریزی در پروژه‌یی خانوادگی برای حکمرانی می‌نگرد در این‌جا، ماشین دیجیتال پهلوی الگوی آشنای دوران پدر را تکرار می‌کند: مردم ابزارند، نه صاحبان حق هسته این سیستم در اینستاگرام و ایکس و تلگرام بر هزاران حساب که توسط نرم‌افزار اداره می‌شود با زبان ماشینی که قالبی و تکراری است و آنتروپی پایین تکیه دارد رفتارهای یکسان و تکراری، متنهای کپی‌شده، تصاویر بازیافتی و هویت‌های جعل‌شده، نشانه‌های اصلی این عملیات است اسکرین‌شات‌های بازیافتی میان پلتفرم‌ها، حلقه‌های اثباتیِ مصنوعی می‌سازند به‌طوری که فعالیت جعلی یک پلتفرم، در پلتفرمی دیگر به‌عنوان «پوشش خبری» بازنمایی می‌شود تحقیقات مستند می‌کند که تصاویر، نام‌ها و شعارهای شهدا و قربانیان بدون رضایت مصادره شده و به دارایی‌های برندسازی سیاسی برای منفعت سیاسی شخصیِ پهلوی تبدیل می‌شوند این عملیات، قیف‌های فریب پیشرفته‌ای را به‌کار می‌گیرد که کاربران را از خشم یا امید به مسیرهای رفتاری سخت‌اسکریپت‌شده هدایت می‌کند این قیف‌ها دو هدف راهبردی دارند: ۱- مدیریت ادراک از طریق ساخت مشروعیت متورم ۲-آزار هماهنگ رقبا و مخالفان هدف مرکزی طراحی، شبیه‌سازی مشروعیت است، این‌که جایگاه شخصی پهلوی مورد تأیید جمعی عظیم جلوه کند نمایش حمایت توده‌یی برای قاب‌بندی رضا پهلوی به‌عنوان چهره‌ای به‌ظاهر وحدت‌بخش در صحنه اپوزیسیون به‌کار رفته است در واقعیت، با تکرار و اتوماسیون، دیده‌شدن او را خریدند؛ نه با استدلالی صادقانه. این عملیات در عمل نمایشی پرزرق و برق با هسته‌یی تو خالی است این فریب، توجه بین‌المللی را به‌نادرست تخصیص می‌دهد و اپوزیسیون گسترده‌تر را می‌شکند این خیال را تغذیه می‌کند که ایرانیان پشت وارثی دودمانی صف کشیده‌اند، در حالی که داده‌ها نشان می‌دهد این ادراک محصول یک ماشین است همان زیرساختی که وانمود می‌کند ایرانیان را متحد می‌سازد، در واقع آنان را متفرق می‌کند، صداهای اصیل را کنار می‌زند و انرژی را از رهبری مسئول و ریشه‌دار در جامعه منحرف می‌سازد هم‌زمان، مصنوعی‌بودن عیان این سیستم به هدیه‌ای برای واحدهای تبلیغاتی هم‌سو با حکومت ایران بدل شد کانال‌های مرتبط با سپاه پاسداران نیازی به جعل شواهد دخالت خارجی نداشتند، کافی بود بر محتوای سلطنت‌طلبانه سوار شوند و فاحش‌ترین ویژگی‌هایش را برجسته کنند اتوماسیون آشکار، شعارهای بازیافتی، حاشیه‌های افراطی و فراخوانهای مالی خارجی. بدین‌ترتیب، شبکه رفتار هماهنگ غیرواقعی پهلوی نه‌فقط یک مسئولیت، بلکه سرمایه‌یی برای حکومت شد این شبکه فضای اپوزیسیون مشروع را آلوده کرد و به سپاه پاسداران اجازه داد استدلال کنند که خود اعتراض نیز غیرواقعی، خریداری‌شده و از بیرون کارگردانی شده است فروپاشی نسبیِ اخیر سیستم نه به‌دلیل برچیدن داوطلبانه، بلکه به این سبب رخ داد که امضای آن بیش از حد تکراری و مستندسازی‌شده گردید تحلیل‌گران درون و بیرون پلتفرم‌ها بخش‌های قابل توجهی از زیرساخت را فهرست کرده‌اند پلتفرم‌های تولید محتوا به‌تدریج به گزارشهای سوءاستفاده و تشدیدهای مبتنی بر الگو پاسخ می‌دهند توهم اصالت که زمانی پیرامون شخصیت دیجیتال پهلوی را پوشانده بود، زیر بار تکرار خودش از هم می‌گسلد داوریهای کلیدی تحقیقات تردستون در این گزارش بشرح زیر است پیرامون شبکه‌ٔ هم‌سو با پهلوی، موج خودجوشی از شور عمومی وجود ندارد؛ یک کارخانه‌ٔ صنعتیِ حساب‌های اسکریپتی آن را سرپا نگه می‌دارد پس از حذف تکراریها، ۳۵۶هزار و ۹۴۱حساب متمایز مشاهده شد از این میان ۳۲۱هزار و ۴۵۸حساب، فاصله‌ٔ درون‌روزی قابل‌اندازه‌گیری دارند و ۱۰۰درصد این فواصل، مضرب دقیق ۶۰ ثانیه‌اند این، «رشد» یا «ویروسی‌شدن» یا «کمپین خوب» نیست؛ CIB است یک خط بات زمان‌سنجی‌شده، برای جعل حمایت عمومی و ساخت توهم مشروعیت شواهد بصری (نمودار پلکانی فواصل و فلوچارت حلقه‌ٔ ۶۰ ثانیه‌ای) دقیقاً با مدل‌های استاندارد تولید دنبال‌کننده‌ٔ پولی یا اسکریپتی هم‌خوان است، نه با الگوهای انسانی به‌اختصار: آنچه به‌عنوان «حمایت» فروخته می‌شود، در مقیاسی وسیع، مترونوم و پایگاه داده‌ای است که نقش جمعیت را بازی می‌کند در تحلیل زمانی، الگوهای ایجاد حساب به‌جای توزیع طبیعی، دارای قله‌های تیز و «روزهای ازدحامی» است هزاران حساب در فواصل کاملاً منظم، دقیقاً هر ۶۰ ثانیه ایجاد شده‌اند این الگو نه مشکوک، بلکه مکانیکی و غیرقابل‌توضیح با رفتار انسانی است بر اساس داده‌ها، آنچه به‌عنوان «حمایت مردمی» عرضه می‌شود، در مقیاسی وسیع محصول رفتار هماهنگ غیرواقعی است. این یک موج خودجوش نیست، بلکه خط تولیدی از حساب‌های اسکریپتی است که نقش جمعیت را بازی می‌کنند این عملیات یک انتخاب طراحی‌شده است: ظاهر از اصالت مهم‌تر تلقی شده و مشروعیت به‌جای کسب، ساخته شده است حاصل کار، شبیه‌سازی یک جنبش است؛ مجموعه‌یی از پوسته‌های خالی که توهم «همه اینجا هستند» را القا می‌کند. تحلیل‌گران، روزنامه‌نگاران و سیاست‌گذاران با جمعیتی تقلبی روبه‌رو می‌شوند این، کمپین هوشمندانه نیست؛ صحنه‌سازی متقلبانه‌ٔ اراده عمومی است وقتی پروژه‌یی چنین به‌دنبال کنندگان ماشینی و نرم افزاری تکیه می‌کند، ضعف خود را اعلام می‌کند: مخاطب واقعی کافی نیست؛ کمبود با ارواح پر می‌شود برای هر ناظر جدی، پیام روشن است: «جمعیت» پیرامون پهلوی را نمی‌توان پذیرفت. بخش بزرگی از آن توهمی زمان‌سنجی‌شده برای فریاد زدن «مشروعیت مردمی» در مقیاسی است که هنوز کسب نشده با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه جامعه و مسایل اجتماعی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM
مجله نیچر: اسناد اپستین روابط عمیق‌تری با دانشمندان نسبت به آنچه قبلاً شناخته شده بود، فاش می‌کند
اپستین که در سال ۲۰۱۹ پس از دستگیری و اتهام قاچاق جنسی، خودکشی کرد، یک سرمایه‌دار ثروتمند بود که میلیون‌ها دلار در پروژه‌های علمی سرمایه‌گذاری کرده و با پژوهشگران معاشرت می‌کرد. پیش از این مشخص بود که پس از محکومیت اولیه اپستین به جرایم جنسی در سال ۲۰۰۸، برخی از دانشمندان همچنان با او ارتباط داشتند و از او پول می‌گرفتند، که منجر به بحران در مؤسسات پژوهشی برتر شد. برای مثال، اپستین ۸۰۰ هزار دلار به مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در کمبریج اهدا کرد، که باعث استعفا دو دانشمند و تعلیق دیگری از دانشگاه شد. اما انتشار بیش از سه میلیون سند مرتبط با اپستین — شامل ایمیل‌ها، عکس‌ها و اسناد مالی — در جمعه گذشته، دانشمندان بیشتری را در دایره ارتباطات او آشکار کرده است. اشاره به این پژوهشگران نشان‌دهنده هیچ‌گونه تخلف یا دخالت در فعالیت‌های مجرمانه اپستین نیست، اما نشان می‌دهد که او چقدر در برخی از پروژه‌های علمی که تأمین مالی می‌کرد، دخیل بود. این بزرگ‌ترین مجموعه اسنادی است که وزارت دادگستری ایالات متحده از زمان تصویب قانون شفافیت اپستین توسط کنگره در اواخر سال گذشته، که دولت فدرال را ملزم به انتشار تمام اسناد مربوط به این سرمایه‌دار می‌کرد، عمومی کرده است. ستارگان علم این اسناد اطلاعات جدیدی درباره تعاملات اپستین با دانشمندانی که پیش از این ارتباطشان با او شناخته شده بود، ارائه می‌دهد. برای مثال، اسناد شامل مکاتبات لارنس کراس، فیزیکدان نظری است که سازمان ترویج علم او ۲۵۰ هزار دلار از اپستین دریافت کرده بود. اپستین در سال ۲۰۱۸ نوشت: «فکر می‌کردم توافق کرده‌ایم که هیچ نظری ندهیم!!!!!»، در حالی که کراس به پرسش‌های رسانه‌ای درباره تحقیق در مورد سوءرفتار جنسی که منجر به اخراج او از دانشگاه ایالتی آریزونا در تمپی شد، پاسخ می‌داد. با ۲۲ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بالاچه تحلیل سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM
اعتراضات ایران؛ شماری از چهره‌های اصلاح‌طلب در ایران بازداشت شدند
رسانه‌ها در ایران از بازداشت شماری از چهره‌های اصلاح‌طلب از جمله آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، ابراهیم اصغرزاده، رئیس کمیته سیاسی این جبهه و همچنین محسن امین‌زاده خبر دادند. گزارش‌ها از «احضار و تفتیش» شمار دیگری از فعالان این طیف حکایت دارد. علاوه بر این، گزارش شده است که ماموران سپاه با مراجعه به منازل محسن آرمین، نایب‌رئیس، و بدرالسادات مفیدی، دبیر جبهه اصلاحات، از آنها خواسته‌اند روز سه‌شنبه مراجعه کنند. میزان، خبرگزاری قوه قضائیه نوشته است که دادستان تهران علیه این افراد اعلام جرم کرده است. دادستانی تهران در بیانیه‌اش نوشته است «افراد مورد نظر در جهت به هم ریختن اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور در بحبوحه تهدیدات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، فعالیت‌های تشکیلاتی‌ گسترده‌ای را ترتیب داده و راهبری می‌کردند.» دادستانی تهران در ادامه بازداشت‌شدگان را به «تحریک فضای داخلی» متهم کرده و نوشته است «پس از تکمیل گردشکار نوع عمل و فعالیت این جریان وابسته به یک حزب سیاسی، علیه چهار نفر از عناصر این گروه اعلام جرم شده و عناصر فعال در جهت فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا ساعتی پیش بازداشت شدند.» پیشتر، آذر منصوری رئیس جبهه اصلاحات و دبیرکل حزب اتحاد ملت، با انتشار بیانیه‌ای درباره اعتراضات دی‌ماه امسال به «هزاران مادر و پدر و خانواده‌های داغدار» در سراسر ایران تسلیت گفته بود. در این بیانیه آمده بود: «ما به رسانه‌ها دسترسی نداریم. اما به خانواده‌های داغدار می‌گوییم: شما تنها نیستید. رنج شما، رنج همه ماست و دادخواهی شما، مطالبه‌ای انسانی و تاریخی ماست. اجازه نخواهیم داد خون این عزیزان به فراموشی سپرده شود یا حقیقت در غبارها گم شود. پیگیری حقوق شما و تلاش برای روشن شدن حقیقت، وظیفه‌ انسانی همه ماست.» غلامحسین محسنی اژه، رئیس قوه‌ قضائیه اخیرا گفته بود «برخی همراهان انقلاب امروز چه بیانیه‌هایی می‌نویسند؟ دشمن در تلاش است به هر قیمتی بین مردم اختلاف ایجاد کند.» رئیس قوه‌قضائیه امضاکنندگان این بیانیه‌ها را «بیچاره‌ و فلک‌زده» خواند و گفت آنها «هم‌صدا» با اسراییل و آمریکا هستند. با ۲۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM
ترامپ در پی برگزاری زودهنگام نشست "شورای صلح"
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، قصد دارد در ماه جاری، فوریه، نخستین نشست گروه موسوم به "شورای صلح" را برگزار کند؛ نهادی که در سطح بین‌المللی با تردیدهای جدی نگریسته می‌شود. در نامه ارسالی به دعوت‌شدگان که نسخه‌ای از آن در اختیار آسوشیتدپرس قرار گرفته، هدف از این نشست، از جمله جمع‌آوری منابع مالی برای بازسازی نوار غزه عنوان شده است. به گفته دو مقام دولت ترامپ، در این نشست هم سران کشورها و دولت‌هایی که دعوت ترامپ را در ماه ژانویه پذیرفته‌اند حضور خواهند داشت و هم اعضای یک کمیته اجرایی ویژه غزه که قرار است به مسائل مشخص مرتبط با اداره، امنیت و بازسازی این باریکه بپردازد. هنوز مشخص نیست چه تعداد از سران کشورها دعوت سفر به واشنگتن را خواهند پذیرفت. نهاد موسوم به "شورای صلح" که ترامپ آن را در ژانویه گذشته تأسیس کرد، با مخالفت بسیاری از کشورهای اروپایی، از جمله آلمان و فرانسه، روبه‌رو شده است. برخلاف آنچه در ابتدا انتظار می‌رفت، این شورا نهادی نیست که صرفاً بخواهد به نظارت بر روند صلح در غزه بپردازد. نشانه‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه دولت آمریکا می‌خواهد دامنه مأموریت این شورا را به شکل چشمگیری گسترش دهد و "شورای صلح" به بحران‌ها و مناقشه‌ها در سراسر جهان بپردازد. گفته می‌شود "شورای صلح"، به عنوان رقیبی برای سازمان ملل متحد و به قصد کم‌رنگ کردن نقش آن تشکیل شده است؛ نهادی که ترامپ آن را بارها ناکارآمد توصیف کرده است. بیشتر متحدان غربی آمریکا به این شورا نپیوسته‌اند، زیرا اساسنامه آن اختیارات بسیار گسترده‌ای برای این نهاد در نظر گرفته و حق وتوی انحصاری تصمیم‌ها نیز به ترامپ داده شده است. مجارستان، اسرائیل، بلاروس، قطر، عربستان سعودی و ترکیه از جمله کشورهایی هستند که تاکنون به این شورا پیوسته‌اند. ترامپ برای سران دولت‌های ۶۰ کشور دعوت‌نامه فرستاده است که در میان آنها نام چین، ترکیه و قطر نیز دیده می‌شود. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه نیز از جمله دعوت‌شدگان به این شورا است. همچنین عنوان شده است که کشورها برای داشتن کرسی دائمی در این نهاد، باید مبلغی بیش از یک میلیارد دلار پرداخت کنند، وگرنه تنها حق داشتن یک کرسی سه‌ساله در "شورای صلح" را خواهند داشت. اما الکساندر لوکاشنکو، دیکتاتور بلاروس که به عضویت شورای مزبور درآمده، این ادعا را رد کرده است. اسرائیل نیز که پیش‌تر، با اشاره به ارتباط ترکیه و قطر با سازمان تروریستی حماس، از ترکیب این شورا ابراز نارضایتی کرده بود، در نهایت عضویت در آن را پذیرفت. علاوه بر رئیس جمهوری ایالات متحده که ریاست "شورای صلح" را بر عهده دارد، نزدیکترین افراد مورد اعتماد ترامپ، از جمله مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، جرد کوشنر داماد او و استیو ویتکاف فرستاده ویژه‌اش نیز در این شورا حضور دارند. تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، نیز از جمله اعضای این شورا است. نخستین نشست "شورای صلح" در حالی کمتر از دو هفته دیگر در رابطه با بازسازی غزه برگزار خواهد شد که حماس هنوز به یکی از شروط اصلی اجرای مرحله دوم توافق آتش‌بس، یعنی خلع سلاح تن نداده است. با ۲۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM
پزشکیان دستور تشکیل ستاد «بررسی حوادث دی‌ماه» داد
مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، دستور به تشکیل ستاد بررسی حوادث دی‌ماه را داده است. این ستاد به ریاست محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، و برخی اعضای کابینه و شماری از مسئولان خارج از دولت تشکیل می‌شود. به گزارش رسانه‌های ایران «محور جلسات این ستاد ریشه‌یابی دقیق، ترمیم شکاف‌ها و جلوگیری از تکرار این رخدادهاست.» در اعتراضات دی‌ماه امسال تعداد زیادی از شهروندان کشته شدند که براساس آمار دولتی تعداد کشته‌شدگان بیش از سه هزار نفر بود، اما نهادهای حقوق بشری مانند ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران می‌گوید تاکنون توانسته کشته شدن دست‌کم ۶۹۶۱ نفر را تایید کند و در حال بررسی ۱۱۷۳۰ مرگ دیگر است. هرانا همچنین می‌گوید در همین بازه زمانی شمار مصدومان غیرنظامی ۱۱۰۲۲ نفر بوده و تاکنون نزدیک به ۵۱۵۹۱ بازداشت شده‌اند. با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM
مسکو به پایان جنگ نزدیک می‌شود؟
تنها چند روز پس از آن‌که گفت‌وگوها برای توقف جنگ اوکراین در ابوظبی بدون دستاورد مشخصی پایان یافت، ولودیمیر زلنسکی اعلام کرد که روسیه و ایالات متحده در حال مذاکره بر سر مجموعه‌ای از توافق‌های اقتصادی دوجانبه به ارزش تقریبی ۱۲ تریلیون دلار هستند؛ توافق‌هایی که به گفته او، برخی از آن‌ها می‌تواند پیامدهای مستقیم و قابل‌توجهی برای اوکراین داشته باشد. ولودیمیر زلنسکی در اظهاراتی گفت نهادهای اطلاعاتی کشورش اسنادی را در اختیار او گذاشته‌اند که چارچوبی جامع برای همکاری اقتصادی میان واشنگتن و مسکو ترسیم می‌کند؛ چارچوبی که او آن را «بسته دمیتریِف» نامید. این نام‌گذاری اشاره دارد به کیریل دمیتریِف، رئیس صندوق ثروت ملی روسیه و از چهره‌های نزدیک به ولادیمیر پوتین، که در ماه‌های اخیر به یکی از مهره‌های کلیدی در تلاش‌ها برای دستیابی به آتش‌بسی احتمالی تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، دمیتریِف به‌همراه استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ در مذاکرات و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور آمریکا، طرح صلحی ۲۸ بندی را تدوین کرده‌اند. این طرح، در کنار مفاد سیاسی و امنیتی، بر کاهش تدریجی تحریم‌ها و تعریف پروژه‌های بلندمدت توسعه اقتصادی به‌ویژه در ارتباط با روسیه و اوکراین تمرکز دارد؛ طرحی که از نگاه کی‌یف، می‌تواند بدون حضور و رضایت اوکراین، آینده اقتصادی و ژئوپلیتیکی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد. ولودیمیر زلنسکی با پشتوانه رهبران اروپایی و شماری از اعضای کنگره ایالات متحده بر این موضع پافشاری می‌کند که رژیم تحریم‌ها علیه روسیه باید تشدید شود؛ تحریم‌هایی که هدفشان خشکاندن منابع مالی و محدود کردن دسترسی مسکو به فناوری‌های غربی است؛ همان فناوری‌هایی که به‌گفته کی‌یف، ماشین جنگی روسیه را سرپا نگه می‌دارند. زلنسکی روز جمعه در یک نشست خبری با خبرنگاران گفت: «ما از همه توافق‌های اقتصادی یا تجاری دوجانبه آن‌ها اطلاع نداریم، اما در این‌باره اطلاعاتی به دستمان می‌رسد.» او تاکید کرد: «چه در رسانه‌ها و چه از مسیرهای دیگر، نشانه‌هایی وجود دارد که برخی از این توافق‌ها می‌تواند شامل موضوعاتی مرتبط با اوکراین باشد. ما به‌صراحت اعلام می‌کنیم که اوکراین از هیچ توافقی که بدون حضور ما و درباره ما انجام شود، حمایت نخواهد کرد.» این هشدارها هم‌زمان با موج تازه‌ای از حملات روسیه مطرح شد. بامداد شنبه، حملات جدید به شبکه برق اوکراین به قطع گسترده برق در کی‌یف انجامید و نیروگاه‌های هسته‌ای کشور را ناگزیر کرد تولید خود را کاهش دهند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد که «فعالیت‌های نظامی بر پست‌های برق اثر گذاشته و برخی خطوط انتقال را از مدار خارج کرده است.» نگرانی‌های زلنسکی در حالی علنی شد که مسکو حملات هوایی گسترده‌ای را علیه زیرساخت‌های انرژی اوکراین شدت بخشیده است؛ حملاتی که بخش‌های وسیعی از کشور را در سرمای سخت زمستان به تاریکی کشانده‌اند. این تشدید تنش و درگیری هم‌زمان است با بن‌بست عمیق‌تر گفت‌وگوها برای توقف جنگ به‌ویژه بر سر اینکه چه طرفی کنترل منطقه شرقی دونتسک را در دست خواهد داشت. ایالات متحده پیشنهاد ایجاد یک منطقه آزاد اقتصادی در دونتسک را مطرح کرده است؛ ابتکاری که در تضاد آشکار با خواسته ولادیمیر پوتین قرار دارد. پوتین خواهان واگذاری کامل این منطقه به روسیه است از جمله بخش‌هایی که نیروهای روسی هنوز نتوانسته‌اند آن‌ها را به‌طور کامل تصرف کنند. ولودیمیر زلنسکی می‌گوید واشنگتن ضرب‌الاجلی «تا ماه ژوئن» برای پایان دادن به جنگ پیشنهاد کرده و او انتظار دارد «مطابق این جدول زمانی، طرف‌ها تحت فشار قرار گیرند». به گفته زلنسکی، این زمان‌بندی بیش از هر چیز بازتاب نگرانی‌های سیاسی داخلی آمریکا است. زلنسکی تصریح کرد که دغدغه اصلی واشنگتن، انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در اواخر سال جاری است. او گفت: «می‌دانیم که تمرکز آن‌ها بر فرآیندهای داخلی یعنی انتخابات و تغییر نگرش‌های جامعه‌شان خواهد بود. انتخابات برایشان قطعاً مهم‌تر است. ساده‌لوح نباشیم؛ می‌گویند می‌خواهند همه‌چیز را تا ژوئن جمع‌وجور کنند و هر کاری بکنند تا جنگ به آن شکل پایان یابد.» به‌طور جداگانه، مقام‌های آمریکایی و اوکراینی درباره هدف‌گذاری ماه مارس برای دستیابی به یک توافق اولیه گفت‌وگو کرده‌اند؛ توافقی که پس از آن، انتخابات سراسری و همه‌پرسی درباره طرح صلح پیشنهادی در ماه مه برگزار شود؛ موضوعی که رویترز به نقل از منابع ناشناس گزارش کرده است. یکی از این منابع به رویترز گفته است: «آمریکایی‌ها عجله دارند» و هشدار داده که ترامپ به‌زودی تمرکز خود را به انتخابات معطوف خواهد کرد. در هفته‌های اخیر، مقام‌های آمریکا، اوکراین و روسیه دو بار در ابوظبی دیدار کرده‌اند تا راهی برای توافق بیابند؛ تلاش‌هایی که تاکنون به پیشرفتی ملموس نینجامیده است. با این حال، مذاکره‌کنندگان اوکراینی می‌گویند لحن و محتوای گفت‌وگوها به‌طور محسوسی بهبود یافته است؛ نشانه‌ای از حرکت آهسته، اما رو به جلو، در مسیری که همچنان پرابهام و پرچالش باقی مانده است. ولودیمیر زلنسکی اعلام کرد که واشنگتن پیشنهاد داده است طرف‌ها برای نخستین بار طی یک هفته آینده در ایالات متحده «احتمالاً در میامی» دیدار کنند. او گفت کی‌یف مشارکت خود را تأیید کرده و این نشست را گامی دیگر در مسیر گفت‌وگوهای فشرده می‌داند. هم‌زمان، موج تازه‌ای از حملات شبانه روسیه از جمعه به شنبه ادامه یافت؛ یورشی هوایی که بار دیگر نیروگاه‌ها و شبکه برق اوکراین را نشانه گرفت. نیروی هوایی اوکراین اعلام کرد روسیه ۲۹ موشک و ۴۰۸ پهپاد تهاجمی به نقاط مختلف کشور شلیک کرده است؛ از این میان، ۱۳ موشک و ۲۱ پهپاد در ۱۹ نقطه اصابت کرده‌اند. وزارت دفاع روسیه در بیانیه‌ای گفت نیروهای مسلح این کشور «حمله‌ای گسترده با استفاده از سلاح‌های دقیق دوربردِ دریایی و هوایی» را علیه تأسیسات انرژی و حمل‌ونقل «در خدمت منافع نیروهای مسلح اوکراین» و همچنین «صنایع دفاعی» انجام داده‌اند. روایت مسکو، بار دیگر حملات را به اهداف نظامی محدود توصیف کرد. اما پیامدها فراتر از ادعاها بود. این حملات بخش‌های وسیعی از جمعیت غیرنظامی را در سرمای شدید زمستان بدون برق و گرما رها کرد؛ وضعیتی که با تداوم هدف‌گیری زیرساخت‌های انرژی، در ماه‌های اخیر بارها تکرار شده است. شرکت دولتی اپراتور شبکه برق اوکراین یعنی «اوکرانرگو»، اعلام کرد این حمله دومین ضربه بزرگ به کل سامانه انرژی کشور از ابتدای سال جاری بوده و «تأسیسات انرژی در هشت منطقه» هدف قرار گرفته‌اند. به گفته این شرکت، قطع برق به‌صورت سراسری گزارش شده است. زلنسکی نیز در پیامی در شبکه ایکس نوشت که این بمباران‌ها «به‌طور عامدانه تأسیسات انرژی‌ای را هدف قرار داده‌اند که عملکرد نیروگاه‌های هسته‌ای اوکراین به آن‌ها وابسته است». او هشدار داد: «این موضوع نه‌تنها امنیت اوکراین، بلکه امنیت مشترک منطقه‌ای و اروپایی را به خطر می‌اندازد.» رئیس‌جمهور اوکراین از شرکای آمریکا و اروپا خواست «با نگاهی روشن به این واقعیت» واکنشی متناسب نشان دهند. با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه سیاسی لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM
اعدام مصطفی کیفری در رشت
سازمان حقوق بشر ایران؛ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴: حکم اعدام یک زندانی به نام مصطفی کیفری که با اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس محکوم شده بود، در زندان مرکزی رشت (لاکان) به اجرا درآمد. بنا به اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز پنج‌شنبه ۴ دی ماه، حکم اعدام یک مرد در زندان مرکزی رشت به اجرا درآمد. این زندانی که هویتش مصطفی کیفری احراز شده، با اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس محکوم شده بود. اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانه‌های داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است. عدم درجه‌بندی برای قتل عمد در ایران باعث می‌شود هر نوع قتلی فارغ از شدت و ضعف و انگیزه متهم، منجر به صدور حکم اعدام شود. طبق قانون مجازات اسلامی، تمامی انواع قتل عمد تنها یک مجازات (قصاص نفس) دارند و مواردی چون «دفاع مشروع» یا «نزاع ناخواسته» تأثیر چندانی بر روند صدور حکم ندارد. طبق گزارش سالانه سازمان حقوق بشر ایران، دست‌کم ۴۱۹ اعدام در سال ۲۰۲۴ به اتهام قتل و بر اساس قوانین قصاص اجرا شد. این تعداد در سال ۲۰۲۳ برابر با ۲۸۲، در سال ۲۰۲۲ برابر با ۲۸۸ و در سال ۲۰۲۱ برابر با ۱۸۳ اعدام بود. سال ۲۰۲۴ بالاترین تعداد سالانه اعدام‌های قصاص از سال ۲۰۱۰ تاکنون را داشت. با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه حقوق بشر لینک مستقیم
www.balatarin.com
February 10, 2026 at 5:10 AM