رفتم سوپریای که بعضی وقتا خرید انجام میدم، خریدم که تموم شد گفتم از آقای فلانی چه خبر چندین دفعه است که میام ولی نمیبینمش، گفت مگه خبر نداری؟ گفتم نه! چه خبری؟ چی شده؟ گفت کجای کاری همه خبر دارن!! چند وقت پیش زنش با تبر کشتش. رفتم شیر بگیرم با یه شیرو یه داستان جنایی برگشتم!
March 15, 2024 at 4:06 AM
رفتم سوپریای که بعضی وقتا خرید انجام میدم، خریدم که تموم شد گفتم از آقای فلانی چه خبر چندین دفعه است که میام ولی نمیبینمش، گفت مگه خبر نداری؟ گفتم نه! چه خبری؟ چی شده؟ گفت کجای کاری همه خبر دارن!! چند وقت پیش زنش با تبر کشتش. رفتم شیر بگیرم با یه شیرو یه داستان جنایی برگشتم!
این رفیقم میخواد کتابفروشی بزنه از همین الان میگم اگر خفنترین کتابفروشی بوشهر شد از نصایح و مشاورههای من استفاده کرده و اگر نشد مقصر خودشه چون احتمالا نتونسته از مشاورههای من درست استفاده کنه
November 24, 2023 at 6:25 PM
این رفیقم میخواد کتابفروشی بزنه از همین الان میگم اگر خفنترین کتابفروشی بوشهر شد از نصایح و مشاورههای من استفاده کرده و اگر نشد مقصر خودشه چون احتمالا نتونسته از مشاورههای من درست استفاده کنه
دیت سمی فقط این همکار خسیسم، دختررو زمستون برده پارک،دختر میگه سرده بریم یه کافه، برای اینکه پول کافه نده، پیشنهاد چای ذغالی میده، کتریو از توماشینش درمیاره چوب و برگ جمع میکنه بعد شروع میکنه آتیش درست کردن چوبا خیس بودن آتیش نمیگیرن این نیم ساعت مشغول باد زدن بوده که میبینه دختره نیست
November 22, 2023 at 8:51 AM
دیت سمی فقط این همکار خسیسم، دختررو زمستون برده پارک،دختر میگه سرده بریم یه کافه، برای اینکه پول کافه نده، پیشنهاد چای ذغالی میده، کتریو از توماشینش درمیاره چوب و برگ جمع میکنه بعد شروع میکنه آتیش درست کردن چوبا خیس بودن آتیش نمیگیرن این نیم ساعت مشغول باد زدن بوده که میبینه دختره نیست